مقالۀ 31 سپاه نهایت

   
   Red Jesus Text: On | Off    Paragraph Numbers: On | Off
نسخۀ چاپ آساننسخۀ چاپ آسانبا ایمیل بفرستیدبا ایمیل بفرستید

کتاب یورنشیا

مقالۀ 31

سپاه نهایت

سپاهپایاندهندگانانسانینمایانگرمقصد شناختهشدۀ کنونیانسانهایفراز یابندۀزمان است کهبا تنظیمکننده پیوندیافته‌اند.اما گروههایدیگری وجوددارند کههمچنین به اینسپاه گماردهشده‌اند. سپاهاولیۀ نهایتشامل اینهاست:

1-بومیان هاوُنا.

2-پیام‌آورانگرانش.

3-انسانهایجلال یافته.

4-سرافیمهایپذیرش یافته.

5-فرزندان جلالیافتۀماتریال.

6-مخلوقات جلالیافتۀبینابینی.

اینشش گروه ازموجودات جلالیافته اینگروه بی‌نظیررا که ازسرنوشت ابدی برخوردارندتشکیل می‌دهند.ما تصور می‌کنیمکه کار آیندۀآنها را می‌دانیم،اما مطمئننیستیم. درحالی که سپاهنهایت انسانیدر حال بسیجشدن در بهشتهست، و درحالی که آنهااکنون به گونه‌ایبسیار گستردهبه جهانهایفضا خدمت می‌کنندو کراتی را کهدر نور و حیاتاستقرار یافته‌اندسرپرستی می‌کنند،مقصد آیندۀآنها بایدجهانهایاکنون در حالسازمانیابیِفضای بیرونیباشد. حداقلاین حدسیوورسا است.

اینسپاه مطابقرابطه‌هایکاریِ کراتفضا و بنا برتجربۀارتباطیِمورد نیاز درسرتاسر دورانطولانی وپررویدادفرازگرایانۀزندگی سازماندهیشده است. کلیۀمخلوقات فرازیابنده که بهاین سپاهپذیرفته می‌شوندبه گونه‌ایبرابر موردپذیرش واقع می‌شوند،اما اینبرابریِ والابه هیچ وجهفردیت را ملغینمی‌سازدیا هویت شخصیرا از بین نمی‌برد.ما طی ارتباطبا یک پایاندهنده می‌توانیمفوراً تشخیصدهیم که آیااو یک انسان فرازیابنده، بومیهاونا،سرافیم پذیرشیافته، مخلوقبینابینی، یافرزندماتریال است.

درطول عصر کنونیجهان، پایاندهندگان بهخدمت درجهانهای زمانبازمی‌گردند.آنها به طورپی در پی برایکار بهابرجهانهایگوناگونگمارده می‌شوند،و تا بعد ازاین که درکلیۀ ششابرآفرینشدیگر خدمت کردندبه ابرجهانبومی خویشتخصیص نمی‌یابند.آنها بدین نحومی‌توانندبه برداشتهفتگانه ازایزد متعالدست یابند.

یکگروه یاگروههایبیشتری ازپایاندهندگان انسانیدائماً دریورنشیا درخدمت هستند.هیچ حوزۀ خدمتدر جهان وجودندارد که آنهابه آن گماردهنشوند؛ آنهابه طور سراسریو با دوره‌هایتناوبی وبرابر ازمأموریتمحوله و خدمتآزادانه عملمی‌کنند.

ما دررابطه باطبیعت سازمانآیندۀ اینگروه خارق‌العادههیچ اطلاعینداریم، اماپایان دهندگاناکنون یک گروهکاملاً حاکمبر خود هستند.آنها رهبران ومدیران دائم،دوره‌ای، ومأموریت خودرا انتخاب می‌کنند.هیچ نفوذخارجی هیچگاهنمی‌تواند برسیاستهایآنها اعمالگردد، و سوگندوفاداری آنهافقط نسبت بهتثلیث بهشتاست.

پایاندهندگان ستادمرکزی خود رادر بهشت، در ابرجهانها،در جهانهایمحلی، و درکلیۀپایتختهایمنطقه‌ایدارا می‌باشند.آنها یک رستۀجداگانه ازآفرینشتکاملی هستند.ما آنها را بهطور مستقیمسرپرستی یاکنترل نمی‌کنیم،و با این وجودآنها نسبت بهکلیۀ طرحهایما مطلقاًوفادار وهمیشه همیارانههستند. آنهابه راستیروانهایگردآوری شدۀمورد آزمونواقع شده وحقیقی زمان وفضا — نمکتکاملی جهان —هستند، و آنهابرای همیشه دربرابر شرارت مقاومو در مقابلگناه ایمن می‌باشند.

1- بومیانهاونا

بسیاریاز بومیانهاونا که درمدارس رهنوردی-آموزشی جهانمرکزی بهعنوانآموزگار خدمتمی‌کنندبه انسانهایفراز یابندهبه اندازۀ زیاددلبسته می‌شوندو پیوسته نسبتبه کار آیندهو سرنوشت سپاهپایاندهندگانانسانی هر چهبیشتر کنجکاومی‌شوند.در بهشت، درستاد مرکزیاداری سپاه،برایداوطلبانهاونا یک مرکزثبت وجود داردکه تحتسرپرستیدستیارگرندفاندا می‌باشد.امروزه شمامیلیونمیلیون تن ازبومیان هاونارا خواهیدیافت که دراین لیستانتظار قرار دارند.این موجوداتکامل که منشأمستقیم و الهیآفرینشیدارند برایسپاه انسانیِنهایت کمکبزرگی هستند،و بدون شکآنها در آیندۀبسیار دورحاوی خدمت حتیبزرگتریخواهند بود.آنها دیدگاهکسانی را کهدر کمال وآکندگی الهیبه دنیا آمده‌اندفراهم می‌سازند.از این روپایاندهندگان در برگیرندۀ هر دو فازوجود تجربی — کامل وکامل شده — می‌باشند.

بومیانهاونا باید درارتباط باموجودات تکاملیبه پیشرفتهایمشخص تجربیدست یابند کهبرای اعطای یکقطعه از روحپدر جهانیظرفیت پذیرشرا به وجودخواهد آورد.اعضای دائمیسپاه انسانیپایاندهندگان فقطآن موجوداتیهستند که با روحاولین منبع ومرکز پیوندیافته‌اند، ویا آنهایی کههمچون پیام‌آورانگرانش به گونه‌ایذاتی حاوی اینروح خدای پدرهستند.

ساکنانجهان مرکزیمطابق نسبت یکدر یک هزار بهسپاه پذیرفتهمی‌شوند—یک گروه پایاندهنده. اینسپاه برایخدمت موقت درگروههای یکهزار نفرهسازمان یافتهاست. نسبتآنها به صورت 997مخلوق فرازیابنده، یکبومی هاونا ویک پیام‌آورگرانش است.بدین ترتیبپایاندهندگان به صورتگروهی بسیج می‌شوند،لیکن سوگندپایانی به طورفردی انجام می‌شود.این یک سوگندحاویپیامدهایفراگیر و اهمیتجاودانه است.بومی هاوناهمان سوگند رامی‌خوردو برای ابد بهاین سپاه وصلمی‌شود.

اعضایجدید هاوناگروه کاریِخود را دنبالمی‌کنند؛هر جا که گروهبرود، آنها هممی‌روند.و شما بایدشور و شوقآنها را درکار جدیدپایاندهندگانببینید.احتمال نیل بهسپاه پایانییکی از شوق وشعفهایشکوهمندهاونا است؛احتمال یکپایان دهندهشدن یکی ازماجراهای متعالیاین نژادهایکامل است.

بومیانهاونا نیز بههمان نسبت بهسپاه مشترکپایاندهندگانتثلیث یافتهدر وایسجرینگتونو به سپاهپایاندهندگانتعالی‌گرا دربهشت پذیرفتهمی‌شوند.شهروندانهاونا به اینسه فرجام بهصورت اهدافعالی دورانزندگانیمتعالی‌شانو نیز پذیرشمحتمل آنها بهسپاه پایاندهندگانهاونا می‌نگرند.

2- پیام‌آورانگرانش

هر جاو هر گاه کهپیام‌آورانگرانش مشغولبه کار می‌شوند،پایاندهندگانفرماندهی رابه عهده دارند.کلیۀ پیام‌آورانگرانش تحتقلمرو منحصربه فردگرندفاندا می‌باشند،و فقط به سپاهاولیۀ نهایتگمارده می‌شوند.آنها حتیاکنون برایپایاندهندگان گرانبهاهستند، و همگیدر آیندۀجاودان قابل خدمتخواهند بود.هیچ گروهدیگری ازمخلوقات هوشمنداز چنین سپاهشخصیت یافتۀپیام‌آوری کهقادر باشد اززمان و مکانفراتر رود برخوردارنیست. انواع مشابهاز پیام‌آوران- ثبتکنندگان که بهسپاه دیگرِ پایاندهندگان وصلهستند شخصیتنیافته‌اند؛آنهاابسونایتیشده‌اند.

پیام‌آورانگرانش ازدیوینینگتونمی‌آیند،و آنها تنظیمکنندگانتغییر و تبدیلیافته و شخصیتیافته هستند،اما هیچیک ازاعضای گروهیوورسای ماتوضیح طبیعتیکی از اینپیام‌آورانرا به عهدهنخواهد گرفت.ما می‌دانیمکه آنهاموجوداتیبسیار شخصی،الهی، هوشمند،و به گونه‌ایمتأثر کنندهبا ادراکهستند، اما ماتکنیک پیمایشفضاییِ بدونمدتِ آنها رانمی‌فهمیم. بهنظر می‌رسدآنها از اینشایستگیبرخوردارندکه کلیۀ انرژیها،مدارها، و حتیگرانش را بهکار گیرند.پایاندهندگانِسپاه انسانینمی‌توانندزمان و فضا رابه چالش بطلبند،اما آنهاتقریباً باکلیۀشخصیتهای روحیکه از اینتواناییبرخوردارنددر ارتباطند وآنها را تحتفرمان خوددارند. ما بهخود اجازه می‌دهیمکه پیام‌آورانگرانش راشخصیتبنامیم، امادر واقع آنهاموجودات فوقروحی، وشخصیتهاینامحدود و بی‌حدو مرز هستند. آنهادر مقایسه باپیام‌آورانمنفرد یک رستۀکاملاًمتفاوت ازشخصیت هستند.

پیام‌آورانگرانش ممکناست در ارقامنامحدود به یکگروه پایاندهنده وصلباشند، امافقط یک پیام‌آور،رئیسهمیارانش، بهداخل سپاهانسانی نهایتفرا خوانده می‌شود.با این وجودیک پرسنلدائمیِ 999 نفرهاز پیام‌آورانهمیار به اینرئیس تخصیصیافته است، ودر مواقعیممکن است اوبخواهد کهذخایر رسته درتعدادنامحدود برایکمک فراخوانده شوند.

پیام‌آورانگرانش و پایاندهندگان جلالیافتۀ انسانییک عاطفۀمتأثر کننده وعمیق براییکدیگر به دستمی‌آورند؛ آنهاوجوه مشترکزیادی با همدارند: یکی یکشخصیت‌یابیمستقیم از یکقطعۀ پدر جهانیاست، دیگری یکشخصیت آفریدهشده است که درروان در حالبقای جاودانکه با یک قطعهاز همان پدرجهانی، تنظیمکنندۀ فکریروحی، پیوندیافته وجوددارد.

3-انسانهایجلال یافته

انسانهایفراز یابندۀبا تنظیمکننده پیوندیافته بخشعمدۀ سپاهاولیۀ نهایترا تشکیل می‌دهند.آنها معمولاًبه همراه سرافیمهایپذیرش یافته وجلال یافته 990تن از هر گروهپایان دهندهرا تشکیل می‌دهند.نسبت انسانهاو فرشتگان درهر یک گروه فرقمی‌کند،گر چه تعدادانسانها ازتعدادسرافیمها بهمراتب بیشتراست. بومیانهاونا، پسرانجلال یافتۀماتریال، مخلوقاتجلال یافتۀبینابینی،پیام‌آورانگرانش، واعضایناشناخته وناپیدا فقط یکدرصد از سپاهرا تشکیل می‌دهند؛هر گروه از یکهزار پایاندهنده برای درستده تن از اینشخصیتهای غیرانسانیو غیرسرافی جادارد.

ما کهاز یوورساهستیماز”سرنوشتپایانی“انسانهایفراز یابندۀزمان اطلاعنداریم. درحال حاضر آنهادر بهشت اقامتدارند وموقتاً درسپاه نور وحیات خدمت می‌کنند،اما چنین مسیرخارق‌العادۀآموزشی فرازیابندگان وچنین رشتۀ آموزشیِطولانی جهانیباید طرح شودتا آنها رابرای حتیآزمونهایبزرگتراعتماد وخدمات والاترمسئولیت ازشایستگیبرخوردارسازد.

بهرغم این کهاین انسانهایفراز یابندهبه بهشت دستیافته‌اند، درسپاه نهایتگردآوری شده‌اند،و در تعدادزیادبازگرداندهشده‌اند تا درپیشبرد امورجهانهای محلیشرکت نمایند ودر مدیریتامور ابرجهانیاری رسانند — باوجود حتی اینسرنوشت ظاهری، اینواقعیت مهمباقی می‌ماندکه آنها فقطبه عنوانارواح مرحلۀششم ثبت شده‌اند.بدون شک یکگام بیشتر دردورانزندگانی سپاهانسانی نهایتباقی می‌ماند.ما طبیعت آنگام را نمی‌دانیم،اما پیرامونسه واقعیتآگاهی یافته‌ایم،و در اینجا بهآنها جلب توجهمی‌نماییم:

1- مامطابق اسنادمی‌دانیمکه انسانها درطول اقامتموقتشان درناحیه‌هایفرعی ارواحرستۀ اولهستند، و اینکه هنگامی کهبه ناحیه‌هایاصلی انتقالمی‌یابندبه رستۀ دوم،و هنگامی کهبه کرات مرکزیآموزشی ابرجهانانتقال می‌یابندبه رستۀ سومپیش می‌روند.انسانها بعداز رسیدن بهششمین دایرۀهاونا ارواحردۀ چهارم یافارغ‌التحصیلمی‌شوند، وهنگامی که پدرجهانی را پیدامی‌کنندارواح رستۀپنجم می‌شوند.آنها پس ازسوگند خوردن،که آنها رابرای همیشه بهورود به مأموریتجاودانۀ سپاهانسانی نهایتفرا می‌خواند،متعاقباً بهششمین مرحلۀوجود روحی دستمی‌یابند.

مامشاهده می‌کنیمکه طبقه‌بندی،یا نامگذاریروحی توسطپیشروی واقعیاز یک قلمروخدمت جهان بهقلمرو دیگرخدمت جهان یااز یک جهان بهجهان دیگرتعیین شدهاست؛ و ما حدسمی‌زنیمکه اعطای طبقه‌بندیروحیِ هفتم بهسپاه انسانیِنهایت همزمانبا پیشرفتآنها بهمأموریتجاودان برایخدمت به کراتِتا این هنگامثبت نشده وآشکار نشده ومقارن بادستیابی آنهابه ایزد متعالخواهد بود.اما سوا ازاین حدسیاتجسورانه، مابه راستی بیشاز شما دررابطه باتمامی اینهانمی‌دانیم؛آگاهی ما ازدورانزندگانیانسانی فراتراز فرجامکنونی بهشتینمی‌رود.

2-پایاندهندگانانسانی به طورکامل از اینفرمان اعصاراطاعت کرده‌اند:”کامل باشید“؛آنها از مسیرجهانی پیشرفتانسانی صعودکرده‌اند؛آنها خداوندرا یافته‌اند،و به روالمعمول به سپاهنهایت واردشده‌اند. چنینموجوداتی بهحد کنونیپیشرفت روحی دستیافته‌اند امابه نهایتمرتبت غائیروحی دستنیافته‌اند.آنها به حدکنونی کمالمخلوق رسیده‌انداما به نهایتخدمت مخلوق نرسیده‌اند.آنها تمامیتپرستش الوهیترا تجربهنموده‌انداما نهایتنیل تجربیالوهیت راتجربه نکرده‌اند.

3-انسانهایجلال یافتۀسپاه بهشتیِنهایتموجودات فرازیابنده‌ایهستند کهدارای دانشتجربی از هرمرحله از واقعیتو فلسفۀکاملترینحیات ممکن ازوجود هوشمند می‌باشند،در حالی که درطول اعصارِاین صعود از پایین‌ترینکرات مادی تاقله‌های روحیبهشت، اینمخلوقاتِ درحال بقا تامحدوده‌هایظرفیتشان دررابطه با هرتفصیل از هراصل الهیِسرپرستیعادلانه وکارآمد، و نیزبخشنده وشکیبایسرتاسرآفرینش جهانیزمان و فضا آموزشیافته‌اند.

ماچنین می‌پنداریمکه موجوداتبشری از حقسهیم شدن دردیدگاههای مابرخوردارند،و این که شماآزادید که رازسرنوشت غائیسپاه بهشتینهایت را بههمراه ما حدس بزنید.برای ما روشناست کهمأموریتهایکنونیمخلوقات کمالیافتۀ تکاملیدر بر گیرندۀطبیعت دروسبعد از فارغ‌التحصیلیدر فهم جهان ومدیریتابرجهان می‌باشد؛و ما همگی می‌پرسیم:”چرا بایدخدایان آنقدرمشتاق آموزشکامل انسانهایدر حال بقا درتکنیک مدیریتجهان باشند؟“

4-سرافیمهایپذیرش یافته

بسیاریاز نگاهبانانوفادار سرافیِانسانها اجازهدارند که بههمراهانسانهای تحتسرپرستی خوداز میان دورانزندگانی فرازگرایانهعبور کنند، وبسیاری از اینفرشتگان نگاهبانبعد از پیوندیافتن با پدر،در انجام سوگندجاودانگیِپایاندهندگان بهافراد تحتسرپرستی خودمی‌پیوندند،و برای ابدسرنوشت یارانانسانی خود راپذیرا می‌شوند.فرشتگانی کهاز میان تجربۀفرازگرایانۀموجودات بشریعبور می‌کنندمی‌تواننددر سرنوشتسرشت بشریسهیم شوند؛آنها می‌توانندبه هماناندازه و برایابد بهسپاه نهایتوارد شوند.تعداد زیادیاز سرافیمهایپذیرفته شده وجلال یافته بهسپاهیانگوناگون غیرانسانیِنهایت وصل می‌شوند.

5-فرزندان جلالیافتۀماتریال

درجهانهای زمانو فضادوراندیشی‌هاییوجود دارد کهبه موجب آنهنگامی کهدریافتتکالیف سیاره‌ایشهروندان نسلآدم ازسیستمهایمحلی برای مدتیطولانی بهتأخیر می‌افتد،آنها می‌تواننددرخواست کننداز وضعیتشهروندی دائممرخص شوند. واگر ایندرخواست آنهامورد پذیرشقرار گیرد، بهرهنوردانفراز یابندهدر پایتختجهانها ملحقمی‌شوند و ازآنجا به بهشتو سپاه نهایتپیش می‌روند.

هنگامیکه یک کرۀپیشرفتۀتکاملی بهادوار بعدیعصر نور وحیات دست می‌یابد،فرزندانماتریال، آدمو حوای سیاره‌ای،می‌توانندبشر شدن رابرگزینند،تنظیم کنندهدریافت کنند،و به پیمایشمسیر تکاملیصعود جهانی کهبه سپاه پایاندهندگانانسانی راه می‌بردمبادرت کنند.برخی از اینفرزندانماتریال درمأموریتشانبه عنوان شتابدهندگان بیولوژیک،بخشاً ناموفقبوده‌اندیا از نظرتکنیکی دچارخطا شده‌اند،همانطور کهآدم دریورنشیا چنینشد؛ و سپسآنها ناچار می‌شوندکه مسیر طبیعیمردمان عالمرا طی کنند، تنظیمکننده دریافتکنند، از میانمرگ عبور کنند،و از طریقایمان از میاننظام فرازگرایانهپیش روند، ومتعاقباً بهبهشت و سپاهنهایت دستیابند.

اینفرزندانماتریال درشمار زیادی ازگروههایپایان دهندهیافت نمی‌شوند.حضور آنهاپتانسیلبزرگی بهاحتمالات خدمتوالا برایچنین گروهی بهوجود می‌آورد،و آنها بهگونه‌ایتغییرناپذیربه عنوانرهبران آنانتخاب می‌شوند.اگر هر دو زوجعدنی به همانگروه وصلشوند، آنهامعمولاًاجازه می‌یابندبه صورت یکشخصیت واحد،به طور مشترکعمل نمایند.چنین زوج فرازیابنده‌ایدر مقایسه باانسانهایفراز یابندهدر ماجرایتثلیث یابیبسیار موفق‌ترند.

6-مخلوقات جلالیافتۀبینابینی

دربسیاری ازسیاراتمخلوقاتبینابینی درارقام زیادتولید می‌شوند،اما پس از آنکه کرۀ بومیآنها در نور وحیات استقراریافت، به ندرتدر آن می‌مانند.سپس در آنهنگام، یااندکی پس ازآن، از وضعیتشهروندی دائممرخص می‌شوندو صعود بهبهشت را آغازمی‌کنند.آنها همراه باانسانهای زمانو فضا از کراتمورانشیا،ابرجهان، وهاونا عبور می‌کنند.

منشأو طبیعتمخلوقاتبینابینی ازجهانهای گوناگونبسیار متفاوتاست، امافرجام همگی آنهاپیوستن به یکسپاه بهشتینهایت یادیگری می‌باشد.مخلوقاتبینابینیثانویه همگیسرانجام باتنظیمکنندگانپیوند می‌یابندو به سپاهانسانی واردمی‌شوند.بسیاری ازگروههایپایان دهندهیکی از اینموجودات جلالیافته را درگروه خویشدارا می‌باشند.

7-مبشّران نور

درحال حاضر هرگروه پایاندهنده حاوی 999شخصیت سوگندخورده، اعضایدائم، می‌باشد.مکان خالیتوسط رئیسمبشران الحاقیافتۀ نوراشغال می‌شودکه به هرمأموریتِتنها گماردهشده است. امااین موجوداتفقط اعضایموقت سپاههستند.

هرشخصیت آسمانیکه به خدمت درهر سپاه پایاندهنده گماردهشده است یکمبشر نورنامیده می‌شود.این موجودات سوگندپایان دهندهرا به جا نمی‌آورند،و گر چه تحتسرپرستیسازماندهیسپاه قراردارند، به طوردائم به آنالحاق نیافته‌اند.این گروه ممکناست پیام‌آورانمنفرد،سوپرنافیمها،سکنافیمها،شهروندانبهشت، یافرزندانتثلیث یافتۀآنها — هر موجودیرا که دراجرایمأموریتِموقتِ یک پایاندهنده لازمباشد —در بر گیرد. مااز این کهسپاه اینموجودات را بهمأموریت ابدیالحاق می‌دهدیا نه اطلاعنداریم. اینمبشران نور درپایانِ الحاق‌یابیبه وضعیتپیشین خودادامه می‌دهند.

بهتدریج که سپاهانسانی نهایتدر حال حاضرتشکیل می‌شود،تنها شش طبقهاز اعضای دائموجود دارند.همانطور کهممکن استانتظار رود، پایاندهندگان دررابطه با هویترفیقان آیندۀخود درگیرگمانپردازیهایزیادی می‌شوند،اما در میانآنها توافقاندکی وجوددارد.

ماکه از یوورساهستیم، اغلبدر رابطه باهویت هفتمینگروه از پایاندهندگان بهحدس و گمان می‌پردازیم.ما نظراتبسیاری رامورد ملاحظهقرار می‌دهیم،که شاملمأموریتمحتمل برخی ازسپاهیان درحال گرد آمدنگروههایبیشمار تثلیثیافته دربهشت،وایسجرینگتون،و مدار درونیهاونا می‌باشد.حتی حدس زدهمی‌شود کهممکن است سپاهنهایت اجازهیابد بسیاریازدستیارانشان رادر کارسرپرستی جهانتثلیث دهد،چرا که احتمالدارد آنها فرجامشانخدمت بهجهانهاییباشد که اکنوندر حال ساختهشدن هستند.

یکیاز ما این نظررا دارد کهاین مکان خالیدر سپاه توسطنوعی موجود کهمنشأ در جهانجدید خدمتآیندۀ آنهادارد پر خواهدشد؛ دیگری بهاین باورتمایل دارد کهاین مکان توسطنوعی شخصیتبهشتی که هنوزآفریده نشده،منتج نشده، یاتثلیث نیافتهاست پر خواهدشد. اما پیش ازآن که ما بهراستی بدانیم،به احتمالزیاد منتظرورود پایاندهندگان بههفتمین مرحلۀنیل روحیخواهیم ماند.

8- تعالی‌گرایان

بخشیاز تجربۀانسان کاملشده در بهشتبه عنوان یکپایان دهندهشامل تلاشبرای دستیابیبه درک طبیعتو کارکرد بیشاز یکهزارگروه ازابرشهروندانتعالی‌گرایبهشت می‌باشد.آنها موجوداتمنتج شده‌ایهستند که ازویژگیهایابسونایتبرخوردارند.پایاندهندگانتعالی‌گرا،در معاشرتشانبا اینابرشخصیتها،کمک بزرگی ازهدایت یاریکنندۀ رسته‌هایبیشمارخادمان تعالی‌گراییکه به کارمعرفی پایاندهندگانتکامل یافتهبه برادرانجدید بهشتی‌شانگمارده شده‌انددریافت می‌کنند.تمامی رستۀتعالی‌گرایاندر غرب بهشتدر یک منطقۀعظیم که آن رابه طورانحصاریاشغال می‌کنندزندگی می‌کنند.

دربحث پیرامونتعالی‌گرایانما در تنگناقرار داریم،نه فقط به واسطۀمحدودیتهایدرک بشری،بلکه همچنینبه دلیل شرایطفرمانی که براینآشکارسازیهاپیرامونشخصیتهایبهشت حاکماست. اینموجودات به هیچوجه به صعودانسان به هاونامربوط نیستند.سپاه عظیم تعالی‌گرایانبهشت به هیچوجه کاری بهامور هاونا یاهفت ابرجهانندارند. آنهافقط درگیرابرمدیریتامور جهانبنیادین هستند.

ازآنجا که شمایک مخلوقهستید، می‌توانیدیک آفریدگاررا بفهمید،اما به سختی می‌توانیددرک کنید کهیک انبوهشیعظیم و متنوعاز موجوداتهوشمند که نهآفرینندههستند و نهمخلوق وجوددارند. اینتعالی‌گرایانهیچ موجودی رانمی‌آفرینند،و هیچگاهآفریده نیزنشده‌اند. دربحث پیرامونمنشأ آنها،برای اجتنابنمودن ازکاربرد یک واژۀجدید — یک ناماختیاری و بی‌معنی—ما این را ازهمه بهتر می‌پنداریمکه بگوییمتعالی‌گرایانصرفاً منتجمی‌شوند.کاملاً ممکناست که مطلقالوهیت درمنشأ آنهادرگیر شدهباشد و ممکناست در سرنوشتآنها دستداشته باشد،اما اینموجودات بی‌نظیراکنون تحتسلطۀ مطلقالوهیتنیستند. آنهاتحت فرمان خدایغائی هستند،و اقامت موقتکنونی آنها دربهشت از هرنظر توسطتثلیثسرپرستی وهدایت می‌شود.

اگرچه تمامیانسانهایی کهبه بهشت دستمی‌یابندمکرراً باتعالی‌گرایانروابطیدوستانهبرقرار می‌کنند،همانطور که باشهروندانبهشت چنین می‌کنند،روال کار چنیناست که اولینتماس جدیانسان با یکتعالی‌گرا درآن موقعیتپررویداد رخمی‌دهد،آنگاه کهانسان فرازیابنده بهعنوان عضوی ازیک گروه جدیدپایان دهنده،در دایرۀپذیرش پایاندهندگان می‌ایستدو تحت نظارترئیس تعالی‌گرایان،سرپرست مسئولآرشیتکتهایجهان بنیادین،سوگند تثلیثابدیت را به جامی‌آورد.

9-آرشیتکتهایجهان بنیادین

آرشیتکتهایجهان بنیادینسپاه حاکمتعالی‌گرایانبهشت هستند.تعداد اینسپاه حاکم 28٫011شخصیت است کهدارای اذهاناستاد، ارواحمتعالی، وابسونایتهایآسمانی است.افسر مسئول اینگروهوالامرتبه،آرشیتکت ارشداستاد، سرپرستهماهنگ کنندۀکلیۀ موجوداتهوشمند بهشتاست که زیرسطح الوهیتهستند.

شانزدهمینممنوعیت حکمیکه این نوشته‌هارا مجاز داشتهاست می‌گوید: ”اگرعاقلانهپنداشته شود،می‌توان وجودآرشیتکتهایجهان بنیادینو همکارانآنها را فاش نمود،اما منشأ،طبیعت، وسرنوشت آنهارا نمی‌توانبه طور کاملآشکار ساخت.“با این وجود مامی‌توانیم بهشما اطلاعدهیم که اینآرشیتکتهایاستاد در هفتسطح ابسونایتوجود دارند.این هفت گروهبه صورت زیرینطبقه‌بندیشده‌اند:

1- سطحبهشت. فقطآرشیتکت ارشد یااولینآرشیتکت منتجشده در اینبالاترین سطحابسونایت عملمی‌کند. اینشخصیت غائی — که نهآفریننده و نهآفریده شدهاست —در پگاه ابدیتمنتج گشت واکنون بهعنوان هماهنگکنندۀ بدیعبهشت و بیست ویک کراتفعالیتهایمربوط به آنعمل می‌نماید.

2- سطحهاونا. دومینمنتج شدنِآرشیتکتها سهطراح استاد وسرپرستانابسونایت رابه بار آورد،و آنها همیشهوقف هماهنگییک میلیاردکرات کاملجهان مرکزیبوده‌اند.روایت بهشتتصریح می‌کندکه این سهآرشیتکت، بارهنمودآرشیتکت پیشمنتج شدۀارشد، بهطراحی هاونا کمکنمود، اما مابه راستی نمی‌دانیم.

3- سطحابرجهان.سومین سطحابسونایتشامل هفتآرشیتکت استادهفت ابرجهانمی‌باشد، کهاکنون بهعنوان یکگروه، حدوداًزمان یکسانیرا در همراهیبا هفت روحاستاد در بهشتو با هفت مدیرعالی اجراییدر هفت کراتویژۀ روح بیکرانسپری می‌کنند.آنهاابرهماهنگکنندگان جهانبزرگ هستند.

4- اولینسطح فضایی.تعداد نفراتاین گروههفتادآرشیتکت است،و ما حدس می‌زنیمکه آنها درگیرطرحهای غائیبرای اولین جهانفضای بیرونیهستند، کهاکنون درماورایمرزهای هفتابرجهان کنونیدر حال بهحرکت درآمدناست.

5- دومینسطح فضایی.تعداد نفراتاین پنجمینگروه ازآرشیتکتها 490 تناست، و باز ماحدس می‌زنیمکه آنها بایددرگیر دومینجهان فضای بیرونیباشند، یعنیجایی کهفیزیکدانانما به حرکتدرآمدن قطعیانرژی را ازپیش کشف کرده‌اند.

6- سومینسطح فضایی.تعداد نفراتاین گروه ششمازآرشیتکتهایاستاد 3430 تن است،و ما به همینمنوال چنیناستنباط می‌کنیمکه آنها ممکناست با طرحهایعظیم سومین جهانفضای بیرونیمشغول باشند.

7- چهارمینسطح فضایی.این گروه کهآخرین وبزرگترینگروه است،شامل 24٫010آرشیتکتاستاد است، واگر حدسیاتپیشین ما درستباشد، باید بهچهارمین وآخرینجهانهای پیوستهبزرگ شوندۀفضای بیرونیمربوط باشد.

جمعاین هفت گروهاز آرشیتکتهایاستاد به 28٫011طراح جهانبالغ می‌شود.در بهشتروایتی وجوددارد که می‌گویددر گذشته‌هایدور ابدیت،منتج شدن 28٫012آرشیتکتاستاد موردتلاش قرارگرفت، اما ایننتوانست بهابسونایتیشدن انجامد، وبه واسطۀ آن مطلقجهانی تصرف شخصیتیرا تجربهنمود. امکاندارد کهسریهای فرازیابندۀآرشیتکتهایاستاد با 28٫011آرشیتکت به سرحدابسونیتیرسیدند، و اینکه 28٫012 تلاشبا سطح حسابشدۀ حضور مطلقمواجه گشت. بهعبارت دیگر،در 28٫012 سطحمنتج‌یابی،کیفیت ابسونیتیبا سطح جهانی برابرگشت و به ارزش مطلقنائل گشت.

سهآرشیتکتسرپرست هاونادر سازماندهیکنشگرانۀخود، برایآرشیتکتمنفرد بهشت بهعنواندستیارانهمکار عمل می‌کنند.هفت آرشیتکتابرجهانها بهعنوان همترازانسه سرپرستهاونا عمل می‌کنند.هفتاد طراحجهانهای اولینسطح فضایبیرونی در حالحاضر برای هفتآرشیتکت هفتابر جهان بهعنواندستیارانهمکار خدمت می‌کنند.

آرشیتکتهایجهان بنیادینگروههایبیشماری ازدستیاران ومددکاران رادر اختیاردارند، ازجمله دو رستۀعظیم ازسازماندهندگان نیرو،تعالی‌گرایانمنتج شدۀاولیه و دستیار.این سازماندهندگاناستاد نیرونباید بامدیران نیروکه به جهانبزرگ مربوطهستند اشتباهشوند.

کلیۀموجوداتی کهتوسط پیوندفرزندان زمانو ابدیت بهوجود می‌آیند،همچونفرزندانتثلیث یافتۀپایاندهندگان وشهروندانبهشت،سرپرستان آرشیتکتهایاستاد می‌شوند.اما از میانکلیۀ مخلوقاتیا وجودهایدیگری که بهصورت کنشگرانجهانهایسازمان یافتۀکنونی آشکارگشته‌اند،فقط پیام‌آورانمنفرد و ارواحالهام یافتۀتثلیث هر گونهارتباطارگانیک باتعالی‌گرایانو آرشیتکتهایجهان بنیادینرا حفظ می‌کنند.

آرشیتکتهایاستاد تأییدتکنیکیِگماردن پسرانآفریننده بهمکانهای فضایی‌شانبرای سازماندهیجهانهای محلیرا صورت می‌دهند.میانآرشیتکتهایاستاد و پسرانآفرینندۀ بهشتیک ارتباطبسیار نزدیکیوجود دارد، ودر حالی کهاین رابطهآشکار نشدهاست، به شمادر رابطه باارتباطآرشیتکتها وآفرینندگانمتعالی جهانبزرگ در رابطۀاولین تثلیثتجربی آگاهیداده شده است.این دو گروه،به همراه ایزدمتعالِ در حالتکامل وتجربی، در برگیرندۀ تثلیثغائیِ حاویارزشهایمتعال و معانیجهان بنیادینمی‌باشند.

10- ماجرایغائی

آرشیتکتارشد استادسرپرستی هفتسپاه نهایت رابه عهده دارد،و آنها از اینقرارند:

1-سپاه پایاندهندگانانسانی.

2-سپاه پایاندهندگان بهشت.

3-سپاه پایاندهندگانتثلیث یافته.

4-سپاه پایاندهندگانمشترک تثلیثیافته.

5-سپاه پایاندهندگانهاونا.

6-سپاه پایاندهندگانتعالی‌گرا.

7-سپاه پسران آشکارناشدۀ سرنوشت.

هریک از اینسپاهیانسرنوشت داراییک سرپرستمسئول می‌باشد،و این هفت رستهشورای عالیسرنوشت دربهشت را تشکیلمی‌دهند؛ و درطول عصر کنونیجهان،گرندفاندارئیس این گروهعالیِمأموریتجهانی برایفرزندانِسرنوشت غائیهستند.

گردهماییاین هفت سپاهپایان دهندهنشان دهندۀواقعیت بسیجپتانسیلها،شخصیتها،اذهان،ارواح،ابسونایتها،و واقعیتهایتجربی است کهاحتمالاً حتی ازکارکردهای آیندۀایزد متعال درجهان بنیادیننیز فراتر می‌رود.این هفت سپاهپایان دهندهاحتمالاًنشانگرفعالیت کنونیتثلیث غائیهستند که درآمادگی برایرخدادهایغیرقابل تصوردر جهانهایفضای بیرونیدرگیر گردآوردننیروهایمتناهی وابسونایت می‌باشد.از هنگام ایامنزدیک به ابدیت،آنگاه کهتثلیث بهشتشخصیتهای در آنهنگام موجودِبهشت و هاونارا به گونه‌ایمشابه بسیجنمود و آنهارا به عنوانسرپرستان وفرمانروایانهفتابرجهانهایطرح‌ریزی شدۀزمان و فضاتعیین نمود،هیچ چیز مثلاین بسیج رخنداده است.هفت سپاهپایان دهندهنمایانگرپاسخ ربانیتِجهان بزرگ بهنیازهایآیندۀپتانسیلهایپدیدار نشدهدر جهانهایبیرونی حاویفعالیتهایآیندۀ جاوداناست.

ماآینده وجهانهایبزرگتربیرونی حاویکرات مسکونیرا به جرأت پیش‌بینیمی‌کنیم،کرات جدیدی کهبا رسته‌هایجدید موجوداتزیبا و بی‌نظیراز سکنه پر می‌شود،یک جهان مادیکه غائیتشاعجاب‌آوراست، یکآفرینش عظیمکه تنها فاقدیک چیز مهم می‌باشد:حضور تجربۀمتناهی واقعیدر زندگیجهانی وجودفرازگرایانه.چنین جهانیتحت یکمحدودیت عظیمتجربی به وجودخواهد آمد:محرومیت شرکتدر تکامل قادرمتعال. اینجهانهایبیرونی همگیاز خدمت بی‌مانندو کنترلفراگیرآسمانیِ ایزدمتعال بهره‌مندخواهند گشت،اما خود همینواقعیت حضورفعال او مانعشرکت آنها درواقعیت‌یابیالوهیت متعالمی‌شود.

درطول عصر کنونیجهان، به سببواقعیت‌یابیناتمامحاکمیت خدایمتعال،شخصیتهای درحال تکاملجهان بزرگ متحملدشواریهایبسیاری می‌شوند،اما ما همگیدر تجربۀ بی‌نظیرتکامل او سهیمهستیم. ما دراو تکامل می‌یابیمو او در ماتکامل می‌یابد.روزگاری درآیندۀ جاودان،تکامل الوهیتمتعال یکواقعیت تکمیلشدۀ تاریخجهان خواهدشد، و فرصتشرکت در اینتجربۀ شگفت‌انگیزاز صحنۀ عملکیهانی سپریخواهد شد.

اماآنهایی از ماکه در طولدوران جوانیجهان اینتجربۀ بی‌نظیررا به دست آورده‌ایمدر سرتاسرتمامی ابدیتآینده آن راگرامی خواهیمداشت. وبسیاری از ماگمان پردازیمی‌کنیم کهممکن استمأموریتذخایرِ بهتدریج در حالافزایشانسانهایفراز یابنده وکامل شدۀ سپاهنهایت، درمشارکت با ششسپاه عضوگیریشدۀ مشابهدیگر این باشدکه در تلاش برایجبرانکاستیهایتجربی‌شان درزمینۀ عدمشرکت در تکاملزمانی- فضاییایزد متعال،این جهانهایبیرونی راسرپرستی کنند.

ایننقصانها درکلیۀ سطوحوجود جهاناجتناب ناپذیرهستند. در طولعصر کنونیجهان ما که ازسطوح بالاتروجودهای روحیهستیم اکنوننزول می‌کنیمتا جهانهایتکاملی راسرپرستی کنیمو به انسانهایفراز یابندهخدمت کنیم، وبدین ترتیبتلاش می‌کنیمکه کمبودهایآنها را درواقعیتهایتجربۀ والاترروحی جبراننماییم.

اماگر چه ماپیرامونطرحهایآرشیتکتهایجهان بنیادیندر رابطه بااینآفرینشهایبیرونی بهراستی هیچ چیزنمی‌دانیم،با این وجود،در رابطه باسه چیز مطمئنهستیم:

1- درواقع یک سیستمعظیم و جدیداز جهانهاوجود دارد کهدر قلمروهایفضای بیرونیبه تدریج درحالسازمانیابیاست. رسته‌هایجدیدی ازآفرینشهایفیزیکی،دایره‌هایعظیم و غول‌آسایفوج جهانهایگوناگون کهبسیار فراتراز سرحداتکنونیآفرینشهای باسکنه پر شده وسازمان یافتهوجود دارند کهدر واقع ازطریقتلسکوپهایشما قابل رویتهستند. در حالحاضر، اینآفرینشهایبیرونی کاملاًفیزیکیهستند؛ آنهاظاهراً فاقدسکنه هستند وبه نظر می‌رسدعاری ازسرپرستیمخلوق می‌باشند.

2-بسیج نامشخص وکاملاًاسرارآمیزبهشتی موجوداتکامل شده وفراز یابندۀزمان و فضا،در ارتباط باشش سپاه دیگرپایاندهندگان برایاعصارگوناگونادامه می‌یابد.

3-همزمان با اینکارکردها شخصمتعالیِالوهیت بهعنوانفرمانروایقادرابرآفرینشهادر حال قدرت یابیاست.

همینطورکه ما اینرخداد سه‌گانه،مخلوقات درحال احاطه شدن،جهانها، والوهیت رامشاهده می‌کنیم،آیا می‌توانیمبرای پیش‌بینیاین که چیزیجدید و آشکارناشده در جهانبنیادین درحال نزدیکی بهاوج کمال است موردانتقاد قرارگیریم؟ آیااین طبیعینیست که ماباید این بسیجطولانی مدت وسازماندهیجهانهایفیزیکی را دراین مقیاسِ تاکنونناشناخته وپدیداریشخصیت ایزدمتعال را بااین طرح حیرت‌انگیزارتقاءِانسانهایزمان به کمالالهی و بابسیج متعاقبآنها در بهشتدر سپاه نهایت—یک نامگذاری وسرنوشتی که درراز جهاناحاطه شده — درارتباطبدانیم؟ بهطور فزایندهاین اعتقادتمامی یوورسااست که فرجامسپاه در حالگرد آمدنِنهایت این استکه در آیندهدر جهانهای فضایبیرونی بهنوعی خدمتگمارده شوند،یعنی در جاییکه ما از پیشتوانسته‌ایمخوشه‌بندیحداقل هفتادهزار انبوهش ماده،که هر یک ازآنها از هر یکازابرجهانهایکنونی بزرگتراست را تعییننماییم.

انسانهایتکاملی درسیارات فضا بهدنیا می‌آیند،از میان کراتمورانشیاعبور می‌کنند،از جهانهایروحی صعود می‌کنند،کرات هاونا رادر می‌نوردند،خداوند راپیدا می‌کنند،به بهشت دستمی‌یابند، ودر سپاه اولیۀنهایتگردآوری می‌شوند،و در آنجامنتظرمأموریت بعدیدر زمینۀ خدمتدر جهان می‌شوند.شش سپاه نهایتِدر حال گردآمدنِ دیگروجود دارد،اماگرندفاندا،اولین انسانفراز یابنده،به عنوان رئیسبهشتی کلیۀرسته‌هایپایاندهندگان مقامریاست را بهعهده دارد. وهمینطور که مااین چشم‌اندازاعجاب‌آور رانظاره می‌کنیم،همگی ندا درمی‌دهیم: چهسرنوشتشکوهمندیبرای فرزندانحیوان منشأزمان،فرزندان مادیفضا!

[مسئولیتمشترک اینمقاله به عهدۀیک مشاور الهیو یکی بدوننام و شمارهمی‌باشدکه از سویقدمای ایامهادر یوورسااجازه دارندبدین گونه عملمی‌نماید.]

* * * * *

اینسی و یک مقالهکه طبیعتالوهیت،واقعیت بهشت،سازماندهی وکارکرد جهانمرکزی وابرجهانها،شخصیتهایجهان بزرگ، وسرنوشت والایانسانهایتکاملی راتوصیفنمودند، توسطیک کمیسیونبالای بیست وچهار نفره ازسرپرستاناروانتانضمانت وفرمولبندیشده و به زبانانگلیسی درآورده شدند.این کمیسیونمطابق فرمانیکه توسط قدمایایامهاییوورسا صادرشده و چنینرهنمود می‌دادکه ما باید دریورنشیا،سیارۀ 606سیتانیا، درنُرلاشیادِکنبادان، درسال 1934 بعد ازمیلاد مسیحاین کار راانجام دهیمبدین گونه عملنمود.

Foundation Info

نسخۀ چاپ آساننسخۀ چاپ آسان

Urantia Foundation, 533 W. Diversey Parkway, Chicago, IL 60614, USA
Tel: +1-773-525-3319; Fax: +1-773-525-7739
© Urantia Foundation. All rights reserved