مقالۀ 40 پسرانفراز یابندۀخ

   
   Red Jesus Text: On | Off    Paragraph Numbers: On | Off
نسخۀ چاپ آساننسخۀ چاپ آسانبا ایمیل بفرستیدبا ایمیل بفرستید

کتاب یورنشیا

مقالۀ 40

پسرانفراز یابندۀخداوند

مانندبسیاری ازگروههای اصلیموجوداتجهان، هفتطبقۀ کلی ازپسران فرازیابندۀخداوند آشکارشده است:

1-انسانهای باپدر یگانهشده.

2-انسانهای باپسر یگانهشده.

3-انسانهای باروح یگانهشده.

4-سرافیمهایتکاملی.

5- پسرانفراز یابندۀماتریال.

6-بینابینیهایانتقال یافتهبه دنیای بعد.

7-تنظیمکنندگان شخصیشده.

داستاناین موجودات،از انسانهایحیوان منشأدون پایۀ کراتتکاملی تاتنظیمکنندگان شخصیشدۀ پدرجهانی،نمایانگر شرحشکوهمند اعطایبی‌دریغ محبتالهی و فروتنیمهرآمیز در سرتاسرزمان در تمامیجهانهایآفرینش گستردۀالوهیتهایبهشت می‌باشد.

ارائۀاین مطالب باتوصیفی ازالوهیتهاآغاز شد، وداستان گروهبه گروه، ازنردبان دسته‌بندیجهانیموجودات زندهفرود آمد تااین که بهپایین‌ترینردۀ حیات کهاز عطیۀپتانسیلجاودانگی برخورداراست رسید. واکنون من کهاز یک منشأانسانی در یککرۀ تکاملیفضا در گذشتهبرخوردارم،از سلوینگتوناعزام گشته‌امتا وصف مقصودجاودانۀخدایان راپیرامون رده‌هایفراز یابندۀفرزندی، و بهطور ویژه دررابطه بامخلوقاتانسانی زمان ومکان به طورمبسوط شرح وتوصیف آن راادامه دهم.

ازآنجا که بخشعمدۀ اینروایت به بحثپیرامون سهنوع اصلی ازانسانهایفرازگرااختصاص خواهدیافت، درابتدا رده‌هایغیرانسانیفراز یابندۀفرزندی — سرافی، آدمی،بینابینی، وتنظیم کننده — موردبررسی قرارخواهند گرفت.

1-سرافیمهایتکاملی

مخلوقاتانسانی متعلقبه منشأحیوانی تنهاموجوداتی نیستندکه از امتیازفرزندی بهره‌مندند.گروههایفرشتگان نیزدر فرصتآسمانی برایرسیدن به بهشتسهیمند.فرشتگاننگاهبان سرافنیز، از طریقتجربه و خدمتبه همراهانسانهایفرازگرایزمان، به رتبۀفرازگرایفرزندی دست می‌یابند.این فرشتگاناز طریقسرافینگتونبه بهشت دستمی‌یابند، وبسیاری بهسپاه نهایتانسانی فرا خواندهمی‌شوند.

صعودبه قله‌هایآسمانیپایانمندیفرزندیخداونددستاوردیماهرانه براییک فرشته است،موفقیتی کهبسیار فراتراز نیل شما بهبقای جاودانهاز طریق طرحپسر جاودان وکمک پیوستهموجود تنظیمکنندۀ ساکن می‌باشد،اما سرافیمنگاهبان، وگاهی اوقاتدیگران درواقع اینفرازیابیهارا به انجاممی‌رسانند.

2- پسرانفراز یابندۀماتریال

پسرانماتریالخداوند بههمراه ملکصادقها و همکارانشان،که همگی بهعنوان پسرانفرود یابندهطبقه‌بندیشده‌اند، درجهان محلیآفریده می‌شوند.و به راستی،آدمهای سیاره‌ای—پسران ودخترانماتریال کراتتکاملی — پسرانفرود یابندههستند، که ازکرات مبدأخود، پایتختهایسیستمهایمحلی، به کراتمسکونی پایینمی‌آیند.

هنگامیکه چنین آدم وحوایی درمأموریتهایسیاره‌ایمشترک خویش بهعنوان ارتقادهندگانبیولوژیک بهطور کاملموفقند، درسرنوشتساکنان کراتشانسهیم می‌شوند.هنگامی کهچنین کره‌ایدر مراحلپیشرفتۀ نور وحیات استقرارمی‌یابد، اینپسر و دختروفادارماتریال اجازهمی‌یابند ازتمامی وظایفاداری سیاره‌ایکناره‌گیریکنند، و بعداز این کهبدین گونه ازماجرای فرودآزاد شدند،اجازه می‌یابندخود را بهعنوان پسرانکامل شدۀماتریال دراسناد جهانمحلی ثبت نامکنند. به همینترتیب،هنگامی کهمأموریتسیاره‌ایبرای مدتیطولانی بهتأخیر می‌افتد،پسران ماتریالبرخوردار ازوضعیت ساکن —شهروندانسیستمهایمحلی — می‌تواننداز فعالیتهایکراتاقامتشان دستکشند و به طورمشابه بهعنوان پسرانکامل شدۀماتریال ثبتنام کنند. بعداز این تشریفاتچنین آدمها وحواهای رهایییافته‌ای بهعنوان پسرانفراز یابندۀخداونداعتبار می‌یابندو می‌توانندفوراً سفرطولانی بههاونا و بهشترا آغازنمایند، و درنقطۀ دقیقموقعیت وپیشرفت معنویِآن لحظۀ خودشروع کنند. وآنها این سفررا در همراهیبا پسران فرازیابندۀانسانی وسایرین بهانجام می‌رسانند،و به آن ادامهمی‌دهند تااین که خداوندرا یافته و بهسپاه نهایتانسانی درخدمت جاودانۀالوهیتهایبهشت دستیابند.

3-بینابینیهایانتقال یافتهبه دنیای بعد

هر دوگروه مخلوقاتبینابینی، گرچه از فواید فوریعطایای سیاره‌ایپسران فرودیابندۀخداوند محرومهستند، گر چهصعود به بهشتبرای مدتیطولانی بهتعویق می‌افتد،با این وجود،بلافاصله بعداز این که یکسیارۀ تکاملیبه ادوارمیانی نور وحیات (اگر نهپیش از آن) دستیافت، ازوظایف سیاره‌ایمعاف می‌شوند.گاهی اوقاتاکثر آنان بههمراهپسرعموهایانسانی‌شان،در روز فرودآمدن معبد نورو ارتقاءِ پرنسسیاره‌ای بهمقام حکمرانسیاره‌ای، بهدنیای بعدانتقال می‌یابند.هر دو رده، بهدنبال معافشدن از خدمت سیاره‌ای،در جهان محلیبه عنوان پسرانفراز یابندۀخداوند ثبتنام می‌شوند وفوراً صعودطولانی بهبهشت را ازطریق همانمسیرهایی کهبرای پیشروینژادهایانسانی کراتمادی مقرر گشتهآغاز می‌کنند.سرنوشت گروهاولیه حضور درگروههای گوناگونپایانمنداست، امابینابینیهایثانویه یاوابسته به آدمهمگی مسیر ثبتنام در سپاه انسانینهایت را طیمی‌کنند.

4-تنظیمکنندگان شخصیشده

هنگامیکه انسانهایزمان قادر بهدستیابی بهبقای جاودانۀارواح خود درهمکاری سیاره‌ایبا هدایایروحی پدرجهانی نمی‌شوند،چنین شکستیهیچگاه به سببغفلت در کار، خدمتروحانی،سرویس، یاجانفشانیتنظیم کنندهنیست. درهنگام مرگ انسانیاین ناصحانترک شده بهدیوینینگتونباز می‌گردند،و متعاقباً،به دنبال صدورحکم فرد بقانیافته ممکناست از نو بهکرات زمان وفضا گماردهشوند. گاهیاوقات بعد ازخدمات مکرر ازاین نوع یا بهدنبال یکتجربۀ غیرعادی،مثل کارکرد بهعنوان تنظیمکنندۀ ساکن یکپسر اعطایی درجسم ظهوریافته، اینتنظیم کنندگانمؤثر توسط پدرجهانی شخصی می‌شوند.

تنظیمکنندگان شخصیشده موجوداتیاز یک مرتبتبی‌نظیر وغیرقابل تصورند.آنها که بدواًاز منزلت پیششخصی وجودگرایانهبرخوردارند، ازطریق شرکت درحیات و دورانزندگیانسانهای دونپایۀ کراتمادی تجربهکسب کرده‌اند.و چون منشأ وسرچشمۀشخصیتی که بهاین تنظیمکنندگان فکریبا تجربه اعطاشده در خدمتروحانی شخصی ومداوم پدرجهانی، مبنیبر اعطاهایشخصیت تجربیبه آفرینش مخلوقاتاو است، اینتنظیمکنندگان شخصیشده به عنوان پسرانفراز یابندۀخداوند، بالاترینرده در میانتمامی چنینرسته‌‌هایفرزندی، طبقه‌بندیشده‌اند.

5-انسانهای زمانو فضا

انسانهاآخرین حلقه درزنجیرۀ آنموجوداتی را کهپسران خداوندنامیده می‌شوندنمایندگی می‌کنند.لمس شخصی پسراولیه وجاودان ازطریق سلسله‌ایاز جسمیتیابیهایی کهبه طور کاهشیابنده الهی وبه طورفزاینده بشریاست به پایینمنتقل می‌شود،تا این کهموجودی از راهمی‌رسد کهبسیار شبیهشما است، کسیکه می‌توانیدببینید،بشنوید، و لمسکنید. و سپسشما به طورروحانی از اینحقیقت بزرگ کهایمان شما می‌توانددریابد آگاهمی‌شوید:فرزندی باخدای جاودانه!

بههمین ترتیبروح اولیه وبیکران، ازطریق یک رشتۀطولانی از مرتبتهایبه طور کاهشیابنده الهی وبه طورفزاینده بشری،به مخلوقات درحال تقلایعالم نزدیکترو نزدیکتر می‌شود،و به مرز تجلیدر فرشتگان — که شمااندکی پایین‌تراز آنانآفریده شده‌اید— می‌رسد،فرشتگانی کهشخصاً از شمانگاهبانی نمودهو شما را درسفر حیاتدورانزندگانیانسانی زمانهدایت می‌کنند.

خداوندپدر بدین گونهبرای چنینتماس نزدیک شخصیبا تعدادتقریباًبیشمارمخلوقات فرازیابنده درسرتاسر جهانجهانها بهپایین فرود نمی‌آیدو نمی‌تواندچنین کند. اماپدر از تماسشخصی با مخلوقاتدون پایۀ خودمحروم نیست.شما بدون حضورالهی نیستید.اگر چه خداوندپدر از طریقتجلی مستقیمشخصیت نمی‌تواندبا شما باشد،او در هویتتنظیمکنندگان فکریِساکن، در شماو از شما است.بدین گونه پدرکه در شخصیت ودر روح از شمااز همه دورتراست، در گسترۀشخصیت و درلمس روحیِهمدلی درونیبا همان ارواحپسران ودختران فانیخود به شما ازهمه نزدیکترمی‌شود.

تعیینهویت روحی دربر گیرندۀ رازبقای شخصی استو سرنوشتفرازیابیمعنوی راتعیین می‌کند.و چون تنظیمکنندگان فکرتنها ارواحبالقوۀ پیوندهستند که درطول حیات درجسم با انسانتعیین هویت می‌شوند،انسانهایزمان و مکانبدواً مطابقروابطشان بااین هدایایالهی، ناصحانساکن اسرارآمیز،طبقه‌بندی می‌شوند.این طبقه‌بندیبه ترتیب زیراست:

1-انسانهایبرخوردار ازتنظیم کنندۀاقامت موقت یاتجربی.

2-انسانهایبرخوردار ازتنظیم کنندۀنوع غیر پیوندیابنده.

3-انسانهایبرخوردار ازپتانسیلپیوند باتنظیم کننده.

سریاول —انسانهایبرخوردار ازتنظیم کنندۀاقامت موقت یاتجربی.نامگذاری اینسری برای هرسیارۀ در حالتکامل موقتیاست، و در طولمراحل اولیۀتمامی کراتمسکونی مورداستفاده واقعمی‌شود، به جزآنهایی کهمتعلق به سریدوم هستند.

انسانهایسری اول درطول ادواراولیۀ بشری درکرات فضاسکونت دارند ودر بر گیرندۀبدوی‌ترینانواع اذهانبشری هستند.در بسیاریکرات نظیریورنشیای پیشاز عهد آدمتعداد زیادیاز انواعبالاتر وپیشرفته‌ترانسانهایبدوی ظرفیتبقا را کسب می‌کننداما نمی‌توانندبه پیوند باتنظیم کنندهدست یابند.برای اعصار پیدر پی، پیش ازصعود انسان بهسطح خواستبالاتر معنوی،تنظیمکنندگاناذهان اینمخلوقات درحال تقلا رادر طول زندگیکوتاه آنان درجسم اشغال می‌کنند،و لحظه‌ای کهتنظیمکنندگان دراذهان اینمخلوقات ارادیسکنی می‌گزینند،فرشتگانگروهینگاهبان شروعبه عمل می‌کنند.در حالی کهاین انسانهای متعلقبه سری اولنگاهبانانشخصی ندارند،از نگاهبانانگروهیبرخوردارند.

یکتنظیم کنندۀتجربی درسرتاسر زندگییک موجود بشریبدوی در جسمبا او باقی می‌ماند.تنظیمکنندگان بسیاربه پیشرفتانسانهایبدوی کمک می‌کننداما قادرنیستند باچنینانسانهاییپیوندهایابدی شکلدهند. خدمتروحانی موقتتنظیمکنندگان دو چیزانجام می‌دهد:اول، آنهاتجربۀارزشمند وواقعی درطبیعت وکارکرد خردتکاملی را کسبمی‌کنند،تجربه‌ای کهدر رابطه باتماسهای بعدیدر کرات دیگربرخوردار ازموجودات تکاملیافته‌ترگرانبهاخواهد بود.دوم، اقامتموقت تنظیم کنندگانبه آماده‌سازیانسانهایتابع آنهابرای پیوندمحتمل متعاقبروحی بسیار کمکمی‌کند. کلیۀاین نوع ازروانهایجویندۀخداوند ازطریق پذیرشمعنوی روحمادر جهانمحلی به حیاتجاودانه دستمی‌یابند، وبدین گونهانسانهایفرازگراینظام جهانمحلی می‌شوند.بسیاری ازاشخاص ازیورنشیای پیشاز دوران آدمبدین گونه بهکرات قصر سِتانیاپیشروی کردند.

خدایانیکه مقررداشتند انساناز طریق اعصارطولانیمرارتها ومحنتهایتکاملی بهسطوح بالاترهوشمندیمعنوی فرازیابد، وضعیت ونیازهای او رادر هر مرحلۀصعود موردملاحظه قرارمی‌دهند، وهمیشه به گونه‌ایالهی منصف وعادل هستند،حتی درقضاوتهای نهاییپیرامون اینانسانهای درحال تقلای روزگاراناولیۀنژادهای درحال تکامل بهطور مسحورکننده بخشنده‌اند.

سریدوم — انسانهایبرخوردار ازتنظیم کنندۀنوع غیر پیوندیابنده.اینها انواعموجودات بشریویژه‌ایهستند که قادرنیستند پیوندابدی با تنظیمکنندگان ساکنخود را بهانجام رسانند.نوع طبقه‌بندیدر میاننژادهای یک،دو، و سه مغزهعاملی درپیوند با تنظیمکننده نیست.تمامی اینانسانها شبیههم هستند، امااین انواع غیرپیوند یابندهبا تنظیمکننده یک ردۀکاملاًمتفاوت و بهطور قابلملاحظه تغییریافتۀ مخلوقاتارادی هستند.بسیاری از تنفس ناکنندگانبه این سریتعلق دارند، وگروههایبیشمار دیگریوجود دارند کهبر حسب معمولبا تنظیمکنندگانپیوند نمی‌یابند.

هرعضو این گروهدر طول حیاتدر جسم،همانند سریشمارۀ یک، ازخدمت روحانیتنها یک تنظیمکنندهبرخوردار است.در طول حیاتموقت اینتنظیمکنندگان برایانسانهایتابع خودِبرخودار ازسکونت موقت هرکاری را کهبرای کراتدیگر، که درآنها انسانهااز پتانسیلپیوند برخوردارند،انجام می‌شودانجام می‌دهند.انسانهای اینسری دوم اغلبتوسط تنظیمکنندگانباکره موردسکونت واقع می‌شوند،اما انواعبالاتر بشریاغلب درارتباط باناصحان استادو با تجربههستند.

درطرح فراز برایارتقاءِ مخلوقاتحیوان منشأ،این موجوداتاز همان سرویساختصاصی پسرانخداوند بهره‌مندهستند که بهنوعیورنشیاییانسانهاارزانی داشتهمی‌شود.همکاری سرافیبا تنظیمکنندگان درسیارات غیرپیوندی بههمان اندازهکامل فراهم می‌شودکه در کراتبرخوردار ازپتانسیلپیوند. نگاهبانانسرنوشت درچنین کراتیهمانقدر خدمتمی‌کنند که دریورنشیاانجام می‌دهند،و به طورمشابه درهنگام بقایانسانی، که درآن موقع روحبقا یافته باروح پیوند می‌یابد،عمل می‌کنند.

هنگامیکه شما با اینانواع تغییریافتۀ انسانیدر کرات قصرمواجه می‌شوید،هیچ مشکلی دربرقراریارتباط باآنان نخواهیدداشت. در آنجاآنها با همانزبان سیستمصحبت می‌کنند،اما از طریقیک تکنیکتعدیل یافته.این موجوداتبا نوع حیاتمخلوق شما درروح و تجلی شخصیتیکسان هستند،و فقط در برخیجنبه‌هایفیزیکی و دراین واقعیت کهبا تنظیمکنندگان فکریغیرقابلپیوند هستندفرق می‌کنند.

دررابطه با اینکه چرا ایننوع مخلوقهرگز نمی‌تواندبا تنظیمکنندگان پدرجهانی پیوندیابد، من نمی‌توانمچیزی بگویم.برخی از ما بهاین اعتقاد تمایلداریم کهحاملین حیات،در تلاششانبرای فرمولهکردنموجوداتی کهقادر به حفظوجود در یکمحیط غیرعادیسیاره‌ای باشند،با ضرورتایجاد چنانتغییراترادیکالی درطرح جهانیمخلوقاتارادی هوشمندمواجه هستندکه اساساً بهوجود آوردنپیوند دائم باتنظیمکنندگانغیرممکن می‌شود.ما اغلب اینسئوال را مطرحکرده‌ایم: آیااین یک بخش درنظر گرفته شدهیا در نظرگرفته ناشدۀطرح صعود است؟اما پاسخیدریافت نکرده‌ایم.

سریسوم —انسانهایبرخوردار ازپتانسیلپیوند با تنظیمکننده. کلیۀانسانهای باپدر پیوندخورده از منشأحیوانیهستند، درستمثل نژادهاییورنشیا. آنهادر بر گیرندۀانواعانسانهای یکمغزه، دومغزه، و سهمغزۀبرخوردار ازپتانسیل پیوندبا تنظیمکننده هستند.مردم یورنشیااز نوع بینابینییا دو مغزههستند، و ازجوانب بسیاربه لحاظانسانی برتراز گروههای یکمغزه می‌باشند،اما در مقایسهبا رده‌های سهمغزه قطعاًمحدود می‌باشند.این سه نوععطیۀ فیزیکیمغزی عاملی دراعطای تنظیمکننده، درسرویس سرافی،یا در هرمرحلۀ دیگرخدمت روحینیستند. تفاوتعقلانی ومعنوی میان سهنوعِ مغزنمایانگرافرادی است کهجدا از آن در عطیۀذهنی وپتانسیلمعنوی کاملاًشبیه هم هستند.آنها در حیاتموقت از همهعالیترند و بهتدریج که کراتقصر یک به یکپیموده می‌شوندتمایل به کاهشدارند. ازستاد مرکزیسیستم به بعد،پیشرفت این سهنوع هماننداست، و سرنوشتبهشتی نهاییآنها یکسان می‌باشد.

سریشماره گذارینشده. اینروایات به هیچوجه نمی‌تواننددر بر گیرندۀتمامی تنوعاتشگفت‌انگیزدر کرات تکاملیباشند. شما می‌دانیدکه هر دهمینکره یک سیارۀدهگان یا آزمایشیاست، اما شماهیچ چیز ازتنوعات دیگریرا که حرکتمنظم کراتتکاملی رانشان می‌دهدنمی‌دانید.تفاوتهایبیشماربسیاری برای گفتنوجود دارد،حتی میان رده‌هایآشکار شدۀمخلوقاتزنده، مثلاًبین سیارات یکگروه، اما اینشرح تفاوتهایاساسی دررابطه بادورانزندگانی صعودرا مشخص می‌سازد.و دورانزندگانی صعودمهمترین عاملدر هر بررسیدقیقانسانهایزمان و فضا می‌باشد.

دررابطه بااحتمال بقایانسان،بگذارید برایهمیشه روشنشود: کلیۀارواح هرمرحلۀ ممکن ازوجود انسانیبقا خواهندیافت، مشروطبه این که بههمکاری باتنظیمکنندگان ساکنخود اشتیاقنشان دهند وبرای یافتنخداوند ودستیابی بهکمال الهیابراز تمایلکنند، حتی اگراین تمایلاتاولین نشانه‌هایخفیف درک بدویآن ”نور حقیقیباشد که هرانسانی را کهبه دنیا واردمی‌شودفروزان می‌سازد.“

6- پسرانایماندارخداوند

نژادهایانسانینمایندگانپایین‌ترینردۀ آفرینشهوشمند و شخصیهستند. شماانسانها بهطور الهی موردمهر واقع شده‌اید،و هر یک از شمامی‌تواندپذیرش سرنوشتمشخص یک تجربۀشکوهمند راانتخابنماید، اماهنوز سرشت شمااز مرتبت الهینیست. شماکاملاً انسانهستید. شما درلحظه‌ای کهیگانگی بهوقوع بپیونددبه عنوان پسرانفراز یابندهمحسوب خواهیدشد، اما وضعیتانسانهایزمان و مکان،پیش از رویدادآمیختگینهایی روح بقایافتۀ انسانبا نوعی روحجاودانه وفناناپذیر،وضعیت پسرانایماندار است.

اینیک واقعیتپرشکوه وآسمانی است کهچنین مخلوقاتدون پایه ومادی همچونموجودات بشرییورنشیا پسرانخداوندهستند،فرزندان باایمانوالاترین‌ها. ”بنگرید،پدر چه محبتیبه ما ارزانیداشته که ما پسرانخداوندخوانده می‌شویم.“”به تمامکسانی که بهاو ایمانآوردند اینتوانایی راداد که دریابندپسران خداوندهستند.“ درحالی که ”هنوزآشکار نیست درآینده چگونهخواهید بود“،حتی اکنون ”شماپسران باایمان خداوندهستید“، ”زیراشما روح اسارتمجدد به ترسرا دریافت نکرده‌اید،بلکه روحفرزندی رادریافت نموده‌اید،و به واسطۀ آنفریاد بر می‌آورید:ای پدر ما“.پیامبرروزگارانقدیم به نامخدای جاودانهچنین سخن گفت: ”حتیبه آنها درخانه‌ام جاییو نامی بهتراز پسرانخواهم داد، بهآنان نامیابدی خواهمداد، نامی کهقطع نخواهد شد“.”و چون شمافرزند هستید،خداوند روحپسر خود را بهداخل قلوب شماروانه ساختهاست.“

کلیۀکرات تکاملیبرخوردار اززیستگاه انسانیدارای این پسرانایماندارخداوند می‌باشند،پسرانزیبندگی وبخشندگی،موجوداتانسانی که بهخانوادۀ الهیتعلق داشته واز این رو پسرانخداوندنامیده می‌شوند.انسانهای یورنشیاحق دارند خودرا پسرانخداوندبدانند زیرا:

1- شما پسرانوعدۀ معنویهستید، پسرانبا ایمان. شمامرتبت فرزندیرا پذیرفته‌اید.شما به واقعیتفرزندی خویشایمان دارید، واز این روفرزندی شما باخداوند برایابد واقعی می‌شود.

2- یکپسر آفرینندۀخداوند یکی ازشما گشت. او درواقع برادربزرگتر شمااست. و اگر درروح به راستیبرادرانخویشاوندمسیح،میکائیلپیروزمند،شوید، پس درروح نیز باید پسرانآن پدری که بهطور مشترکدارید باشید — حتی پدرجهانی همه.

3- شما پسرهستید زیراروح یک پسرروی شما ریختهشده، و به طورآزادانه وقطعی به تمامینژادهای یورنشیااهدا شده است.این روحهمواره شما رابه سوی پسرالهی که منبعآن است و بهسوی پدر بهشتیکه منبع آن پسرالهی است جلبخواهد کرد.

4- پدرجهانی از رویخواست آزادالهی خود بهشما شخصیتهایمخلوق را اهداکرده است. بهشما قدری از آنخود انگیختگیالهی عملخواست آزاداعطا شده استکه خداوند باتمامی آنهاییکه بتوانند پسراناو شوند قسمتمی‌کند.

5- دردرون شما جزئیاز پدر جهانیسکنی می‌گزیند،و شما بدینگونه به طورمستقیم با پدرالهیِ تمامی پسرانخداوندخویشاوندهستید.

7-انسانهای باپدر یگانه شده

فرستادنتنظیمکنندگان،سکنی گزینانآنان، بهراستی یکی ازاسرارغیرقابل درکخداوند پدراست. ایناجزای طبیعتالهیِ پدرجهانی پتانسیلجاودانگیمخلوق را باخود حمل می‌کنند.تنظیمکنندگانارواحفناناپذیرهستند، ویگانگی باآنها حیات جاودانهرا به روحانسان یگانهشده اعطا می‌دارد.

نژادهایانسانی بقایافتۀ خود شمابه این پسرانفراز یابندۀخداوند تعلقدارند. شمااکنون پسرانسیاره‌ایهستید،مخلوقاتیتکاملی که ازکاشتهای حاملینحیات ناشی شدهو از طریقآمیختگی باحیات نوع آدمتعدیل یافته‌اید.شما هنوز به سختیپسران فرازیابندۀخداوندهستید، اما درواقع پسرانبرخوردار ازپتانسیل فرازمی‌باشید — حتی تابالاترین قله‌هایجلال و نیل بهالوهیت — و شما می‌توانیداز طریق ایمانو توسط همکاریداوطلبانه بافعالیتهایمعنوی کنندۀتنظیم کنندۀساکن به اینمرتبت معنوی فرزندیفراز یابندهدست یابید. هنگامیکه شما وتنظیم کنندۀشما سرانجام وبرای ابدپیوندیافتید،هنگامی که شمادو تا یگانهشدید، حتیآنطور که درمیکائیلمسیح، پسرخداوند و پسرانسان یکیهستند، درواقع آنگاه پسرانفراز یابندۀخداوند شده‌اید.

شرحجزئیات دوران زندگانیتنظیم کنندهطی خدمتاقامتی دردرون فرد دریک سیارۀآزمایشی وتکاملی بخشیاز مأموریت مننیست. شرحمبسوط اینحقیقت بزرگتمام دورانزندگانی شمارا در بر می‌گیرد.من اشاره بهبرخیکارکردهایتنظیم کنندگانرا درج می‌کنمتا پیرامونانسانهاییگانه شده باتنظیم کنندهیک بیان کاملبه عمل آورم.این اجزایخداوند ساکندر فرد ازروزگاراناولیۀ وجودفیزیکی تا تمامدوران فرازیابنده درنبادان واروانتان و طیهاونا تا خودبهشت با نوعوجودی شماهستند. از اینرو، در ماجرایجاودانه،همین تنظیمکننده با شماو از شمایگانه است.

اینهاانسانهاییهستند که پدرجهانی به آنانفرمان دادهاست: ”کاملباشید،همانطور که منکاملم.“ پدرخود را به شماهدیه داده،روح خود را دردرون شما قرارداده، از اینرو از شماکمال غائی رامطالبه می‌کند.روایت صعودبشری از کراتانسانی زمانتا قلمرو الهیابدیت در برگیرندۀ یک شرحخیره کنندهاست که درمأموریت منگنجانیدهنشده است، امااین ماجرایآسمانی بایدمطالعۀ عالیانسان فانیباشد.

یگانگیبا جزئی از پدرجهانی برابربا تأیید الهینیل نهایی بهبهشت می‌باشد،و چنینانسانهایپیوند یافتهبا تنظیم کنندهتنها طبقۀموجودات بشریهستند که همگیمدارهایهاونا راپیموده وخداوند را دربهشت پیدا می‌کنند.برای انسان باتنظیم کنندهپیوند یافته مسیرزندگی خدمتجهانی کاملاًباز است. چهسرنوشتشکوهمند و نیلپرجلالی درانتظار تک تکشما است! آیااز آنچه برایشما انجام شدهبه طور کاملقدردانی می‌کنید؟آیا عظمت قله‌هایپیشرفتجاودانه را کهدر برابر شماگسترده شدهدرک می‌کنید؟ — حتی شماکه اکنون درمسیر حقیرانۀحیات موسوم به”درۀ گریه‌ها“کشان کشان راهمی‌روید؟

8-انسانهای باپسر یگانه شده

درحالی که تمامیانسانهای بقایافته عملاًدر یکی ازکرات قصر یابلافاصله بعداز ورودشان بهکرات بالاتر مورانشیابا تنظیمکنندگان خودپیوند می‌یابند،مواردی وجوددارد که پیوندبه تأخیر می‌افتد.برخی اینتضمین نهاییبقا را تاهنگام رسیدنبه آخرین کراتآموزشی ستادمرکزی جهانتجربه نمی‌کنند،و تعداد اندکیاز اینکاندیداهایانسانی برایحیات پایانناپذیرکاملاً ازدستیابی بهپیوند هویت باتنظیمکنندگانباوفایشانناکام می‌مانند.

چنینانسانهاییتوسط مسئولینقضایی لایقبقا پنداشتهشده‌اند، وحتی تنظیمکنندگان آنانبا بازگشت ازدیوینینگتونصعود آنان رابه کرات قصرمورد تصدیققرار داده‌اند.چنینموجوداتی ازمیان یکسیستم، یککوکبه، و ازمیان کراتآموزشی مدارسلوینگتونصعود کرده‌اند.آنها از ”هفتادبرابر هفت“فرصت برایپیوند بهره‌مندشده‌اند وهنوز قادر بهنیل به یگانگیبا تنظیمکنندگان خودنشده‌اند.

هنگامیکه آشکار می‌شودیک مشکلهماهنگی مانعیگانگی با پدراست، داورانبقای متعلق بهپسر آفرینندهتشکیل جلسه می‌دهند.و هنگامی کهاین دادگاهتحقیق، کهتوسط یکنمایندۀ شخصیقدمای ایامهامورد تأییدقرار گرفته،سرانجام حکمقطعی صادر می‌کندکه انسانفرازگرا بههیچ دلیلآشکار مقصر بهناکامی در نیلبه یگانگینیست، دراسناد جهانمحلی چنین گواهیمی‌دهند و بهروال معمولاین یافته رابه قدمای ایامهامنتقل می‌کنند.بعد از آنتنظیم کنندۀساکن برایتأیید توسطناصحان شخصیشده فوراً بهدیوینینگتونباز می‌گردد،و به دنبالاین عزیمتانسانمورانشیا با یکهدیۀ فردیتیافتۀ روح پسرآفرینندهفوراً پیوندمی‌یابد.

همانطورکه کراتمورانشیای نبادانبا انسانهایبا روح پیوندیافته قسمت می‌شوند،این مخلوقاتبا پسر پیوندیافته نیز خدمتاروانتان رابا برادرانِبا تنظیمکننده پیوندیافتۀ خود کهدر حال سفر بهداخل به سویجزیرۀ دوردستبهشت هستندقسمت می‌کنند.آنها به راستیبرادران شماهستند، و شماهمینطور که ازمیان کراتآموزشی ابرجهانعبور می‌کنیدبه قدر زیاداز همنشینی باآنان لذت می‌برید.

انسانهایبا پسر پیوندیافته یک گروهبیشمار نیستند،و کمتر از یکمیلیون ازآنها در ابرجهاناروانتانوجود دارد.آنها صرف نظراز سرنوشتاقامتی دربهشت به هرلحاظ بامعاشران با تنظیمکننده پیوندیافتۀ خود برابرند.آنها به طورمکرر درمأموریتهاییبرای ابرجهانبه بهشت سفرمی‌کنند، امابه ندرت بهطور دائم درآنجا اقامت می‌گزینند،و به عنوان یکطبقه، به ابرجهانزادگاه خودمحدود هستند.

9-انسانهای باروح یگانه شده

انسانهایفرازگرای باروح یگانه شدهشخصیتهایمنبع سوم نیستند.آنها در مدارشخصیت پدر گنجاندهشده‌اند، اماآنان با اجزاییاز روحِ پیشذهن سومینمنبع و مرکزپیوند یافته‌اند.چنین پیوندیبا روح هرگزدر طول دورانحیات طبیعی رخنمی‌دهد. آنفقط در هنگامبیدار کردنمجدد انسان دروجودمورانشیا درکرات قصر بهوقوع می‌پیوندد.در تجربۀپیوند هیچتداخلی وجودندارد. مخلوقارادی یا باروح، یا باپسر و یا باپدر پیوند می‌یابد.آنهایی که باتنظیم کنندهیا پدر پیوندیافته‌اندهرگز با روحیا پسر پیوندنمی‌یابند.

اینواقعیت که اینانواعمخلوقاتانسانی کاندیداهایپیوند باتنظیم کنندهنیستند مانعاقامت گزیدنتنظیمکنندگان درآنها در طولحیات در جسمنمی‌گردد.تنظیمکنندگان دراذهان اینموجودات در طولمدت حیات مادیکار می‌کننداما هرگز باارواح شاگردخود به طورابدی یکی نمی‌شوند.در طول ایناقامت موقت تنظیمکنندگان همانهمتای روحیبرخوردار ازطبیعت انسانی — روح — را به طورمؤثر می‌سازندکه برایکاندیداهایپیوند باتنظیم کنندهبه وجود می‌آورند.تا هنگام مرگانسانی کارتنظیم کنندگانبه طور کاملشبیه کارکردآنان درنژادهای خودشما می‌باشد،اما به دنبالزوال انسانیتنظیم کنندگانبه طور ابداینکاندیداهایپیوند با روحرا ترک می‌کنند،و به طورمستقیمرهسپاردیوینینگتون،ستاد مرکزیتمامی ناصحانالهی، می‌شوندو در آنجامنتظرمأموریتهایجدید ردۀ خویشمی‌شوند.

هنگامیکه این بقایافتگان خفتهدر کرات قصر جسمیتنو می‌یابند،جای تنظیمکنندۀ عزیمتکرده با یکفردیت روحخادم الهی،نمایندۀ روحبیکران در جهانمحلی مربوطه،پر می‌شود.این تزریقروحی در برگیرندۀ اینمخلوقات بقایافتۀانسانهای باروح پیوندیافته می‌شود.چنینموجوداتی بههر لحاظ درذهن و روح با شمابرابرند، وآنان به راستیهم دوره‌هایشما هستند، وکرات اشتراکیقصر و مورانشیارا باکاندیداهایپیوند ردۀ شماو با آنهاییکه با پسرپیوند خواهندیافت قسمت می‌کنند.

بااین وجود چیزویژه‌ای وجوددارد کهانسانهای باروح پیوندیافته نسبت بهبرادرانفرازگرایشاندر آن متفاوتند:حافظۀانسانیِتجربۀ بشری درکرات مادیمنشأ از مرگدر جسم نجاتمی‌یابد زیراتنظیم کنندۀساکن یک همتایروحی، یا نسخه‌ایاز آن وقایعحیات بشری راکه از اهمیتمعنویبرخورداربوده‌اند بهدست آوردهاست. اما دررابطه باانسانهای باروح پیوندیافته، چنینمکانیسمی کهاز طریق آنحافظۀ انسانیبتواند بقایابد وجودندارد. نسخه‌هایحافظه کهتنظیم کنندهدارد کامل وبی‌نقصهستند، امااین یافته‌هاداراییهایتجربی تنظیمکنندگانعزیمت کرده می‌باشندو برایمخلوقاتی کهسابقاً درآنها اقامتداشتند موجودنیستند. آنهاکه بدین ترتیبدر تالارهایتجدید حیاتکراتمورانشیاینبادان بیدارمی‌شوند،طوری هستند کهگویا موجوداتبه تازگی خلقشده‌ای می‌باشند،مخلوقاتیبدون آگاهی ازوجود پیشین.

چنین فرزندانجهان محلیقادر می‌شوندبیشتر حافظۀتجربۀ بشریخویش را ازطریق بازگوییفرشتگان سرافو کروب مربوطهو از طریقمراجعه به اسناددورانزندگانیانسانی کهتوسط فرشتگاننگارش ثبت شدهبه دست آورند.آنها می‌تواننداین کار را بااطمینان بی‌تردیدانجام دهندزیرا روح بقایافتۀ متعلق بهمنشأ تجربی درحیات مادی وانسانی، ضمناین که ازرخدادهای انسانیهیچ خاطره‌ایندارد، تهمانده‌ای ازیک واکنششناخت تجربینسبت به اینرخدادهای بهیاد آورده نشدۀتجربۀ گذشتهرا دارا می‌باشد.

هنگامیکه به یکانسان با روحیگانه شدهپیرامونرخدادهای بهیاد آوردهنشدۀ تجربۀگذشته گفته می‌شود،یک واکنش فوریاز شناختتجربی در درونروح (هویت)چنین فرد بقایافته رخ می‌دهدکه بی‌درنگرخداد گفتهشده را بارنگی احساسیاز واقعیت وبا کیفیتیعقلانی ازحقیقت مزین می‌سازد،و این واکنشدوگانه در برگیرندۀبازسازی،شناخت، وتأیید یک جنبۀبه یاد آوردهنشدۀ تجربۀانسانی است.

حتیدر رابطه باکاندیداهایپیوند باتنظیم کننده،تنها آن تجارببشری که دارایارزش معنویبودند داراییهایمشترک انسانبقا یافته وتنظیم کنندۀبازگشته می‌باشند،و از این رو بهدنبال بقایانسانیبلافاصله بهیاد آوردهخواهند شد. دررابطه با آنوقایعی که ازارزش معنویبرخوردارنبودند، حتیاین پیوندیابندگان باتنظیم کنندهباید به ویژگیواکنش - شناختدر روح بقایافته متکیباشند. و چونهر رخدادیممکن است یکمعنی معنویبرای یک انسانولی نه برایدیگری داشتهباشد، برای یکگروه ازفرازگرایان همدوره از همانسیاره ممکن می‌شوداندوختۀوقایع تنظیمکننده - به یادآورده شدۀ خودرا ادغام کنندو بدین ترتیبهر تجربه‌ایرا که در آناشتراکداشتند یا درزندگی هر یکاز آنان ازارزش معنویبرخوردار بودبازسازی کنند.

درحالی که مااین تکنیکهایبازسازیحافظه را بهخوبی می‌فهمیم،تکنیک شناختشخصیت را نمی‌فهمیم.شخصیتهایی کهروزی همنشینهم بودندکاملاً مستقلاز کارکردحافظه متقابلاًواکنش نشان می‌دهند،با این همه،خود حافظه وتکنیکبازسازی آنبرای آراستنچنین واکنششخصیتیمتقابل با تمامیتشناخت ضروریمی‌باشند.

یکبقا یافتۀ باروح پیوندیافته همچنینقادر است ازطریق دیدارمجدد از کرۀزادگاهش بهدنبالبرقراریتقدیر سیاره‌ایدر مکانزندگیش،پیرامونحیاتی که درجسم زندگانینمود آگاهیزیادی کسبکند. چنینفرزندان باروح یگانه شده‌ایچون به طورکلی به خدمتجهان محلیمحدود می‌باشندقادر می‌شوندبرای تحقیقپیراموندورانزندگانی بشریشاناز اینموقعیتهابهره‌مندگردند. آنهادر سرنوشتوالا و متعالیشما در سپاهبهشتی نهایتسهیم نیستند.فقط انسانهایبا تنظیمکننده پیوندیافته یاموجودات فرازگرایویژۀ دیگر بهداخل صفوفآنهایی که درانتظارماجرایجاودانۀالوهیت هستندفرا خوانده می‌شوند.انسانهای باروح پیوندیافتهشهرونداندائمیجهانهای محلیمی‌باشند.آنها ممکن استآرزوی سرنوشتبهشت را داشتهباشند، امانمی‌تواننداز آن مطمئنباشند. درنبادان جهانخانگی آنهاهشتمین گروهاز کراتی استکه به دورسلوینگتون درگردشند، یکمقصد بهشتی باطبیعت و مکانیبسیار شبیه آنکه در روایاتسیاره‌اییورنشیا درنظر گرفته شدهاست.

10-سرنوشتفرازگرایان

انسانهایبا روح پیوندیافته، در یکسخن کلی، بهیک جهان محلیمحصورند. بقایافتگان باپسر پیوندیافته به یکابرجهانمحصور می‌باشند.تقدیرانسانهای باتنظیم کنندهپیوند یافتهاین است که درجهان جهانهارسوخ یابند.ارواح پیوندانسانی همیشهبه سطح مبدأصعود می‌کنند.این موجوداتروحی هموارهبه کرۀ زادگاهآغازین باز می‌گردند.

انسانهایبا روح پیوندیافته از جهانمحلی هستند.آنها معمولاًفراتر ازمحدودۀ قلمروبومی خود،فراتر ازمرزهای دامنۀفضایی روحی کهبر آنان حاکماست، صعود نمی‌کنند.فرازگرایانبا پسر پیوندیافته نیز بهمنبع عطیۀروحی فراز می‌یابند،زیرا درستهمانطور کهروح حقیقتِ یکپسر آفرینندهبر کانون خادمالهی مربوطه متمرکزمی‌شود، ”روحپیوند“ او نیزدر ارواحبازتابگرجهانهایبالاتر به کارگرفته می‌شود.توضیح چنینرابطۀ روحیمیان سطوحجهان محلی وابرجهانیخدای هفتگانهممکن است مشکلباشد اما تمیزآن مشکل نیستو در آنفرزندانارواحبازتابگر — صداهایسکورافیک پسرانآفریننده — به طورمحرز نمایانمی‌شود. تنظیمکنندۀ فکر، کهاز پدر دربهشت می‌آید،هرگز توقف نمی‌کندتا این که پسرفانی درپیشگاه خدایجاودان به طوررو در روبایستد.

ممکناست به نظررسد آن چیزاسرارآمیزمتغیر درتکنیک مربوطهکه به موجب آنیک موجودانسانی باتنظیم کنندۀفکری ساکنبرای ابدیگانه نمی‌شودیا نمی‌تواندبشود نشاندهندۀ یک نقصدر طرح صعوداست. پیوند باپسر و روحظاهراً نمایانگرجبرانناکامیهایغیرقابلتوضیح در جزئیاتطرح نیل بهبهشت می‌باشند،اما تمامیچنین نتیجه‌گیریهاییخطا هستند. بهما آموزش دادهشده که تمامیاین اتفاقاتدر پیروی ازقوانین پا بر جایفرمانروایانعالی جهان شکلمی‌گیرند.

مااین مشکل راتجزیه و تحلیلکرده‌ایم و بهاین نتیجۀتردید ناپذیررسیده‌ایم کهسپردن تمامیانسانها به یکسرنوشت غائیبهشتی برایجهانهای زمانو مکان ناعادلانهاست زیرا کهدادگاههایپسرانآفریننده وقدمای ایامهاآنگاه به طورکامل به خدماتآنهایی که درگذار بهقلمروهایبالاترندوابسته می‌شوند.و به نظر می‌رسدسزاوار باشدکه برای هر یکاز دولتهایجهانهای محلیو ابرجهانگروهی دائمیاز شهروندانفرازگرا فراهمگردد، و اینکه کارکردهایاین دولتها باتلاشهایگروههایمشخصی ازانسانهایجلال یافته کهرتبۀ دائمیدارند،مکملهایتکاملیآباندانترها وسوسِیشیاها،غنی گردد.اکنون کاملاًآشکار است کهطرح صعودکنونی برایدولتهای زمانو مکان فقطچنین گروههاییاز مخلوقاتفرازگرا را بهطور مؤثرفراهم می‌سازد.و ما بارها درحیرت بوده‌ایم:آیا تمامیاینهانمایانگر یکقسمت در نظرگرفته شده ازطرحهایتماماًخردمندانۀآرشیتکتهایجهان بنیادیناست که برایایجاد یکجمعیت دائمیفرازگرا برایپسرانآفریننده وقدمای ایامها طراحیشده است؟جمعیتی با رده‌هایتکامل یافتهاز شهروندی کهبه طور فزایندهشایستۀپیشبرد اموراین قلمروهادر اعصارآیندۀ جهانخواهند شد؟

اینکه سرنوشتانسانها بدینگونه متفاوتاست به هیچطریق ثابت نمی‌کندکه لزوماً یکیبزرگتر یاکوچکتر ازدیگری است،بلکه صرفاًاین که فرق می‌کنند.فرازگرایانبا تنظیمکننده پیوندیافته بهعنوانپایانمندانبه راستی یکدوران زندگانیوالا وشکوهمنددارند که درآیندۀ ابدی دربرابر آنانگسترده است،اما این بدینمعنی نیست کهآنها ازبرادرانفرازگرای خودبرتر شمرده می‌شوند.در کارکردانتخابی طرحالهیِ بقایانسانی هیچجانبداریوجود ندارد، وهیچ چیزبوالهوسانهنیست.

درحالی کهپایانمندانِبا تنظیمکننده یگانهشده به روشنیاز گسترده‌ترینفرصتها برایخدمت بهره‌مندهستند،دستیابی بهاین هدف بهطور اتوماتیکآنان را ازشانس شرکتکردن در تقلایطولانی یکجهان یا ابرجهانمحروم می‌سازد،از ادوارپیشین و کمترتثبیت شده تااعصار بعد وتثبیت شدۀ نیلبه کمال نسبی.پایانمندانیک تجربۀاعجاب‌آور وگسترده ازخدمت موقت درتمامی هفت بخشجهان بزرگ بهدست می‌آورند،اما آنان برحسب معمول آندانش ژرف از هرجهانی را کهحتی اکنونکهنه‌کارانبا روح یگانهشدۀ سپاهتکمیل نبادانرا تعیینویژگی می‌نمایدبه دست نمی‌آورند.این افراد ازفرصت مشاهدۀحرکتفرازگرایانۀاعصار سیاره‌ای،آنطور که یکبه یک در دهمیلیون کراتمسکونی آشکارمی‌شوند،بهره‌مند می‌شوند.و طی خدمتوفادارانۀچنینشهروندان جهانمحلی بر تجاربآنان افزودهمی‌شود تا اینکه تمامیتزمان آن کیفیتبالای خرد راکه از تجربۀمتمرکز — خرد اقتدارگرایانه—سرچشمه گرفتهبه بلوغرساند، و اینخود یک عاملحیاتی دربرقراری ثباتدر هر جهانمحلی می‌باشد.

همانطورکه در رابطهبا پیوندیابندگان باروح صدق می‌کند،در رابطه باآن انسانهایبا پسر یگانهشده که بهمرتبت اقامتیدر یوورسا دستیافته‌اندنیز چنین می‌باشد.منشأ برخی ازاین موجوداتاز آغازین‌ترینادواراروانتاناست، و آناننمایانگر یکتودۀ به آرامیانباشته شدۀخرد ژرف نگرمی‌باشند کهخدمات کمکیپیوستهفزاینده‌ایبه سعادت واستقرارنهایی ابرجهانهفتم می‌نماید.

مانمی‌دانیم کهسرنوشت غائیاین رده‌هایثابت محلی وابرجهانیشهروندی چهخواهد بود،اما کاملاً محتملاست که هنگامیکهپایانمندانبهشت سرحداتگسترش یابندۀالوهیت را درسیستمهایسیاره‌ایاولین سطحبیرونی فضاراهگشایی می‌کنند،برادرانِ باپسر و روحپیوند یافتۀتقلاهایتکاملی فرازگرایآنها به گونه‌ایقابل پذیرش بهنگهداریتوازن تجربیابرجهانهایکمال یافتهکمک خواهندکرد، ضمن این کهبرای خوشامدگویی کارواندر حال نزدیکشدن رهنوردانبهشت که ممکناست در آن روزدوردست ازطریق اروانتانو آفرینشهایهمتای آن بهصورت یک سیلابگستردۀپژوهشگر روحیاز اینکهکشانهاینقشه‌بندینشده وغیرمسکونیکنونی فضایبیرونی بهداخل سرازیرشوند، آمادههستند.

درحالی کهاکثریت پیوندیافتگان باروح برای همیشهبه عنوانشهروندانجهانهای محلیخدمت می‌کنند،همگی چنین نمی‌کنند.اگر مرحله‌ایاز خدمتجهانیِ آنهابه حضور شخصیآنان در ابرجهاننیاز داشتهباشد،دگرگونیهاییدر این شهروندانبه وجود آوردهخواهد شد کهآنان را قادرمی‌سازد بهجهان بالاترصعود کنند، وبه دنبال ورودنگاهبانانآسمانی بادستوراتیبرای معرفیاین انسانهایبا روح پیوندیافته دردادگاههایقدمایایامها، آنانبدین گونهصعود می‌کنند،و دیگر بازنمی‌گردند.آنهاپاسداران ابرجهانمی‌شوند، و بهاستثنای آنتعداد اندک کهبه نوبت بهخدمت بهشت وهاونا فراخوانده می‌شوند،به عنواندستیاراننگاهبانانآسمانی و بهطور دائم خدمتمی‌کنند.

پیوندیابندگان باپسر، همانند برادرانبا روح پیوندیافتۀ آنان،نه هاونا را درمی‌نوردند ونه به بهشتدست می‌یابند،تا این که تحتبرخیدگرگونیهایتغییر دهندهقرار گیرند.به دلایل خوبو مکفی، این تغییراتدر برخی بقایافتگان باپسر پیوند یافتهایجاد شدهاست، و اینموجودات هرچند گاه یکباردر هفت مدارجهان مرکزیمورد مواجههواقع می‌شوند.از این روچنین است کهتعداد معینیاز انسانهایبا پسر و روحپیوند یافته،هر دو، در واقعبه بهشت صعودمی‌کنند، و بههدفی که ازبسیاری جهاتبا هدف موردانتظارانسانهای باپدر پیوندیافته برابراست دست می‌یابند.

انسانهایبا پدر پیوندیافتهپایانمندانبالقوه می‌باشند.مقصد آنان پدرجهانی است، وآنان به او دستمی‌یابند،اماپایانمندانبدین صورت درگسترۀ عصرکنونی جهان بهسرنوشت دست نمی‌یابند.آنهامخلوقاتیناتمام — ارواحمرحلۀ ششم — باقی می‌مانند،و لذا درقلمروهایتکاملی مرتبتپیش از نور وحیات به صورتغیرفعالهستند.

هنگامیکه یکپایانمند فانیدر احاطۀتثلیث در می‌آید— یک پسرتثلیث یافتهمی‌شود، همانندیک پیام‌آورتوانمند — آن پایانمند،حداقل برایعصر کنونیجهان، به سرنوشتدست یافته است.پیام‌آورانتوانمند وهمیاران آنهاممکن است بهمعنی دقیقارواح مرحلۀهفتم نباشند،اما علاوه برچیزهای دیگر، هرچه را که یکپایانمند بهعنوان یک روحمرحلۀ هفتم زمانیبه دست خواهدآورد، احاطۀتثلیث به آنهاارزانی می‌دارد.بعد از این کهانسانهای باروح پیوندیافته یا باپسر پیوندیافته سه‌گانهمی‌شوند، بافرازگرایانبا تنظیمکننده پیوند یافته،که در آنهنگام با آناندر کلیۀ امورمربوط بهادارۀ ابرجهانهمسان هستند،تجربۀ بهشت رادر می‌نوردند.این پسران سه‌گانهشدۀ انتخابییا اکتسابی،در مقایسه باپایانمندانکه در حالحاضر ناتمامهستند، حداقلاکنونمخلوقاتتکمیل شدههستند.

ازاین رو، درتحلیل نهایی،به سختی صحیحاست که درمقایسه نمودنسرنوشت رده‌هایفرازگرایفرزندی ازواژه‌های ”بزرگتر“یا ”کوچکتر“استفاده شود.هر کدام ازاین پسرانخداوند در پدربودن خداوندهم بهره‌اند،و خداوند هریک از این پسرانمخلوق خود رابه طور یکساندوست دارد.سرنوشتفرازگرایانبه اندازۀ خودمخلوقاتی کهبه اینسرنوشتها دستمی‌یابندبرای او گرامیاست. پدر هر یکاز پسران خودرا دوست دارد،و این مهرورزیکمتر از مهریکه به این پسر،و آن پسر بهطور انفرادی،شخصی و منحصربه فرد اهدامی‌شود کمترحقیقی، مقدس،الهی،نامحدود،جاودانه، و بی‌نظیرنیست. و چنینمهری کاملاًبر واقعیتهایدیگر سایهافکنده است.فرزندی رابطۀعالی مخلوق باآفریننده است.

شمااکنون بهعنوانانسانهایفانی می‌توانیدجای خود را درخانوادۀفرزندی الهیبشناسید وشروع به درکالزام سودبریاز امتیازاتیکه در طرحبهشتی نجاتانسانی و توسطآن آزادانهفراهم شدهبنمایید،طرحی که ازطریق تجربۀزندگی یک پسراعطایی بسیارارتقا یافته وفروزانگردیده است.هر وسیله ونیرویی برایتضمیندستیابینهایی شما بههدف بهشتیکمال الهی فراهمشده است.

[ارائهشده توسط یک پیام‌آورتوانمند که موقتاًبه پرسنلجبرئیلسلوینگتونملحق شده است.]

Foundation Info

نسخۀ چاپ آساننسخۀ چاپ آسان

Urantia Foundation, 533 W. Diversey Parkway, Chicago, IL 60614, USA
Tel: +1-773-525-3319; Fax: +1-773-525-7739
© Urantia Foundation. All rights reserved