مقالۀ 53 شورشلوسیف

   
   Red Jesus Text: On | Off    Paragraph Numbers: On | Off
نسخۀ چاپ آساننسخۀ چاپ آسانبا ایمیل بفرستیدبا ایمیل بفرستید

کتاب یورنشیا

مقالۀ 53

شورشلوسیفر

لوسیفریک پسر برجستۀلانوناندکاولیه از نبادانبود. او درسیستمهایمتعدد تجربۀخدمت داشت، یکمشاور والا ازگروه خویشبود، و درخردمندی،دانایی، وکارایی ممتازبود. لوسیفرشمارۀ 37 ازرستۀ خود بود،و هنگامی کهتوسط ملکصادقها بهمأموریتفرستاده شد،در میان بیشاز هفتصد هزارتن ازشخصیتهای نوعخود به عنوانیکی از یکصدشخصیت توانا وبرجسته تعیینگردید. او ازچنین شروعشکوهمندی، ازطریق شرارت وخطا، گناه راپذیرا شد واکنون جزو یکیاز سه حکمرانسیستم درنبادان بهشمار می‌رودکه در برابر خودشیفتگی وافرسر فرود آوردهو به استدلالفریب‌آمیزآزادی دروغینفردی — عدمپذیرش بیعتجهانی ونادیده گرفتنتعهداتبرادرانه،چشم پوشی نسبتبه روابطکیهانی — تسلیمشده‌اند.

در جهاننبادان،قلمرومیکائیلمسیح، ده هزارسیستم حاویکرات مسکونیوجود دارد. در تمامیتاریخ پسرانلانوناندک،در کلیۀکارهای آنهادر سرتاسر اینهزاران سیستمو در ستادمرکزی جهان،تاکنون فقط سهفرمانروای سیستمدر بی‌حرمتیبه دولت پسر آفرینندهمجرم شناختهشده‌اند.

1- رهبرانشورش

لوسیفریک موجود فرازیابنده نبود.او یک پسرآفریده شدۀجهان محلیبود، و دربارۀوی چنین گفتهشده بود: ”ازروزی کهآفریده شدی درتمامیکارهایت کامل بودی،تا این کهشرارت در توراه یافت.“ اوبارها باوالامرتبه‌هایایدنشیا درشور بود. ولوسیفر ”درکوه مقدسخداوند“، کوهمدیریتجروسم، حکومتمی‌کرد، زیرااو رئیساجرایی یکسیستم بزرگ از607 کرۀ مسکونیبود.

لوسیفریک موجودشوکتمند و یکشخصیت برجستهبود. او در خطمستقیماتوریتۀ جهانیبعد از پدرانوالامرتبۀکواکب قرارداشت. پیش ازاعطایمیکائیل دریورنشیا، بهرغم تخطی لوسیفرموجوداتهوشمند تحت فرماناز بی‌احترامیو تحقیر وی احترازمی‌کردند. حتیفرشتۀ اعظمِمیکائیل درهنگام قیامموسی ازمردگان، ”بهاو اتهامینسبت نداد اماصرفاً گفت:قاضی تو راتوبیخ فرماید.“در چنینمواردی داوریاز آن قدمایایامها،حکمرانان ابرجهان،است.

لوسیفر اکنونفرمانروایگمراه و معزولسِتانیا است.خود شیفتگیبسیار فاجعه‌آوراست، حتی برایشخصیتهایوالای دنیایآسمانی. دررابطه بالوسیفر گفتهشده: ”دل تو اززیباییتمغرور شد، وبه سبب شکوه وجلالت حکمتخود را تباهساختی.“پیامبر دورانباستان شماوضعیتاندوهناک اورا دید،هنگامی کهنوشت: ”ایلوسیفر، پسربامداد، چگونهاز آسمان سقوطکردی! چگونهبر زمینافکنده شدی،ای که به خوداجازه می‌دادیقومهای جهانرا گمراه سازی!“

قدربسیار کمیراجع بهلوسیفر دریورنشیا شنیدهشد، به سبباین واقعیت کهاو معاون اولخود، شیطان،را به کارتبلیغ هدف خوددر سیارۀ شماگمارده بود.شیطان عضوهمان گروهاولیۀ لانوناندکهابود اما هرگزبه عنوان یکفرمانروایسیستم عملنکرده بود. اوبه طور کاملدر شورشلوسیفر واردشد. ”اهریمن“کسی جزکلیگسشیا،پرنس معزولسیاره‌اییورنشیا وپسری از رستۀدوملانوناندکها،نیست. هنگامیکه میکائیل درجسم در یورنشیابود، لوسیفر،شیطان، وکلیگسشیا بایکدیگر همپیمان شدند تامأموریتاعطایی او رادر یورنشیا باشکست مواجهسازند. اما بهوضوح ناکامماندند.

اَبَدانرئیس پرسنل کلیگسشیابود. او بهپیروی از سرورخود به شورشپیوست و از آنهنگام بهعنوان رئیساجراییشورشیان یورنشیاعمل کرده است.بعلزبوب رئیسمخلوقاتبینابینیپیمان‌شکنبود که متحدنیروهایکلیگسشیایخائن بودند.

سرانجاماژدها معرفسمبولیک کلیۀاین اشخاص شرورگردید. پس ازپیروزیمیکائیل، ”جبرئیلاز سلوینگتونفرود آمد واژدها (کلیۀرهبران شورشی)را برای یکدوره بست.“ دررابطه بافرشتگانشورشی سرافِ جروسمنوشته شده: ”واو فرشتگانیرا که مرتبتاولیۀ خود راحفظ نکردندبلکه مسکنخویش را ترکنمودند، تا فرارسیدن روزبزرگ داوری درزنجیرهایابدی ظلمتنگاه داشتهاست.“

2- علل شورش

لوسیفر ومعاون اول اوشیطان برایبیش از پانصدهزار سال درجروسم حکومتکرده بودند تااین که دردلهایشان برعلیه پدرجهانی و در آنهنگام پسرنایب او،میکائیل،شروع به صف‌آرایینمودند.

در سیستمسِتانیا هیچشرایطغیرعادی یاخاصی که حاکیاز شورش بودهیا برای آنمطلوب باشدوجود نداشت.باور ما براین است کهاین ایده درذهن لوسیفرمنشأ و شکلیافت، و دیگراین که او صرفنظر از این کهدر کجااستقرار می‌یافتممکن بود چنینشورشی رابرانگیزد.لوسیفر ابتدابرنامه‌هایخویش را باشیطان در میانگذاشت، اما بهچندین ماهنیاز بود کهبتواند ذهنهمکار توانمندو برجستۀ خودرا خرابنماید. با اینوجود، وقتی کهاو به یکبارهبه تئوریهای عصیانگرایانهگروید،طرفدار بی‌پرواو جدی ”ابرازوجود و آزادی“گردید.

هرگز کسیشورش را بهلوسیفر توصیهننمود. ایدۀابراز وجود درتقابل باخواستمیکائیل وطرحهای پدرجهانی، آنطورکه در میکائیلتجسم یافته‌اند،منشأ در ذهن خودوی داشت.روابط او باپسر آفرینندهصمیمانه وپیوستهدوستانه بود.لوسیفر پیش ازستایش ذهنخویش هیچگاهبه طور علنیپیرامونادارۀ جهانابراز عدم رضایتننمود. اتحادایامها درسلوینگتون بهرغم سکوتش،برای بیش ازیکصد سال زماناستاندارد بهیوورسا ندا می‌دادکه لوسیفرکاملاً آرامشخاطر ندارد.این موضوعهمچنین بهآگاهی پسر آفرینندهو پدران کوکبۀنرلاشیادکرسانیده شد.

درسرتاسر ایندوره لوسیفرنسبت به تمامیطرح ادارۀجهان به طورفزاینده خرده‌گیرشد اما همیشهوفاداری تمامو کمال خویشرا نسبت بهحکمرانانمتعال ابرازمی‌نمود.اولین عدموفاداری صریحاو در هنگامدیدار جبرئیلاز جروسم،درست چند روزپیش از اعلانآشکار بیانیۀآزادی لوسیفرنمایان گردید.جبرئیل آنقدرنسبت به قطعیتقریب‌الوقوعشورش عمیقاًمتأثر شد کهمستقیماً به ایدنشیارفت تا دررابطه بااقداماتی کهدر صورت وقوعشورش آشکارباید انجامپذیرد باپدران کوکبهمشورت نماید.

بسیارمشکل است کهعلت یا عللدقیقی را کهدر نهایت بهشورش لوسیفرانجامید نشانداد. ما از یکچیز مطمئنهستیم، و آناین است کهاین شروع اولهر چه که بود،منشأ در ذهنلوسیفر داشت.حتماً یکخودبینی وجودداشت که تانقطۀ خودفریبیپرورانده شد،طوری کهلوسیفر برایمدتی واقعاًخود را متقاعدساخت که قصدشاز شورش اگربرای خیر جهاننباشد در واقعبرای خیرسیستم است. تاآن هنگام کهطرحهای او تانقطۀ توهمزدایی پیشرفتند، شکینیست که غروراولیه و فتنه انگیزانۀوی فراتر ازآن رفته بودکه به اواجازۀ توقف آنرا دهد. درنقطه‌ای دراین تجربه اوناصادق گشت، وشرارت به گناهآگاهانه وتعمدی تکاملیافت. وقوع اینامر از طریقرفتار متعاقباین مدیربرجسته اثباتمی‌شود. به اومدتها شانستوبه عرضه گردید،اما تنها برخیاز زیردستانوی بخشش ارزانیشده راپذیرفتند.مؤمن ایامهایایدنشیا، با درخواستپدران کوکبه،شخصاً طرحمیکائیل را براینجات اینشورشیان وقیحعرضه نمود،اما هموارهبخشش پسر آفرینندهبا اهانت و تحقیرفزاینده رد شدو رد شد.

3- بیانیۀلوسیفر

منشأآغازیندشواری درقلوب لوسیفر وشیطان هر چهکه بود، شورشنهایی به شکلبیانیۀ آزادیلوسیفر خود رانمایان ساخت.انگیزۀشورشیان تحت سهعنوان بیانشد:

1- واقعیتپدر جهانی.لوسیفر مدعیگشت که پدرجهانی در واقعوجود ندارد، واین که جاذبۀفیزیکی وانرژی فضایی ذاتیجهان است، واین که پدر یکافسانۀساختگی پسرانبهشت است کهبتوانند بهنام پدر برجهانها حکومتکنند. او منکراین شد کهشخصیت یک هدیۀپدر جهانیاست. او حتیاعلام نمود کهپایان دهندگانبا فرزندانبهشت تبانیکرده‌اند تاسراسر آفرینشرا فریب دهند،زیرا هرگز یکایدۀ روشن ازشخصیت واقعیپدر که دربهشت قابلشناخت باشدنیاورده‌اند.او تقدیس کردنرا نادانینامید. ایناتهام،فراگیر،وحشتناک، وکفرآمیز بود.این حملۀ پردهپوشانه بهپایاندهندگان بودکه بدون شک شهروندانفراز یابندهرا که در آنهنگام درجروسم بودندطوری متأثرساخت که دربرابر کلیۀپیشنهادات شورشیانمقاومانه بایستندو راسخ عزمباقی بمانند.

2- دولتجهانی پسر آفریننده—میکائیل.لوسیفر چنیناستدلال می‌نمودکه سیستمهایمحلی باید خودمختارباشند. او دربرابر حقمیکائیل، پسرآفریننده،برای به عهدهگرفتن حاکمیتنبادان به نامیک پدر بهشتیفرضی و این کهکلیۀ شخصیتهاباید با اینپدر نادیدنیبیعت نمایند اعتراضنمود. اوتصریح کرد کهکل طرح پرستشیک ترفندزیرکانه برایبزرگ جلوهدادن پسران بهشتاست. او مایل بودمیکائیل را بهعنوان پدرآفرینندۀخویش به رسمیتبشناسد، امانه به عنوانخداوند وفرمانروای برحق خود.

او به حقِقدمای ایامهابه تندی حملهنمود و گفت کهاین ”قدرقدرتانبیگانه“ درامورسیستمهایمحلی و جهانهادخالت می‌کنند.او اینحکمرانان رابه عنوانمستبد و زورگومحکوم کرد. اوپیروان خویشرا چنین ترغیبنمود که اگرانسانها وفرشتگان فقطاز شهامتاظهار نظر برخورداربوده ومتهورانهحقوق خویش راطلب می‌کردند،هیچیک از اینحکمرانان نمی‌توانستنددر کار حکومتکامل محلیدخالت ورزند.

او چنیناستدلال می‌نمودکه اگرموجودات بومیفقط بتواننداستقلال خودرا اعمالنمایند، می‌توانجلادان قدمایایامها را ازکار درسیستمهایمحلی بازداشت.او بر این نظربود کهفناناپذیریذاتیشخصیتهایسیستم است، واین کهرستاخیزطبیعی واتوماتیکاست، و این کهبه جز درموارد اعمالمستبدانه وغیرعادلانۀجلادان قدمایایامها کلیۀموجودات می‌توانندبرای ابد زندهبمانند.

3- حمله بهطرح جهانیآموزش انسانفراز یابنده.لوسیفر معتقدبود که زمان وانرژی زیادیصرف طرح آموزشکاملانسانهایفراز یابندهدر اصول ادارۀجهان شده بود،اصولی که بهادعای اوغیراخلاقی ونادرست بودند.او به برنامۀطولانی مدتآماده سازیانسانهای فضابرای یکسرنوشتناشناختهاعتراض نمود وبه حضور فوجپایاندهندگان درجروسم بهعنوان گواهیبر این که اینانسانهااعصاریطولانی را صرفآماده سازیبرای یکسرنوشتکاملاً خیالی کرده‌انداشاره نمود.او با تمسخرخاطر نشان می‌نمودکه پایان دهندگانبا سرنوشتیمواجه شده‌اندکه از بازگشتبه کرات محقریکه مشابه کراتمنشأ آنان بودشکوهمندترنیست. او اعلامنمود که آنهابا انضباط بیشاز حد و آموزشِبه درازاکشیده شده بهگمراهیکشانیده شده‌اند،و این که آنهادر واقع نسبتبه یارانانسانی خویشخائن هستند،زیرا اکنون باطرح برده سازیسراسر آفرینشبه داستانهایساختگی یکسرنوشت خیالیابدی برایانسانهایفراز یابندههمکاری می‌کنند.او از این نظرجانبداری می‌کردکه فرازیابندگانباید از آزادیتعیین سرنوشتخویش بهره‌مندباشند. او کلطرح صعودانسان راآنطور که توسطپسران بهشتی خداوندبرپا شده وتوسط روحبیکران موردحمایت واقعشده بود بهچالش طلبید ومحکوم نمود.

و با چنیناعلان آزادیبود که لوسیفربی‌بند و باریتاریکی و مرگخویش را آغازنمود.

4- وقوعشورش

مانیفستلوسیفر درگردهماییبزرگ سالانۀسِتانیا دردریای بلور درحضور گروههایگرد آمدۀجروسم درآخرین روزسال، حدوداً دویستهزار سال پیشبه وقتیورنشیا صادرگردید. شیطاناعلام کرد کهنیروهایجهانی —فیزیکی،عقلانی، و روحی— می‌توانندمورد پرستشواقع شوند،اما بیعت فقطمی‌تواندنسبت بهفرمانروای واقعیو کنونی،لوسیفر، ”دوستانسانها وفرشتگان“ و ”خدایآزادی“ اذعانگردد.

ابرازوجود، شعارجنگی شورشلوسیفر بود.یکی ازاستدلالهایاصلی او اینبود که اگرحکومت بر خودبرای ملکصادقها و سایرگروهها خوب وصحیح است، بههمین اندازهبرای کلیۀانواع موجوداتهوشمند نیزخوب است. او درهواخواهی از ”برابریاندیشه“ و ”برادریموجوداتهوشمند“ بی‌باکو مُصر بود. اوبر این عقیدهبود که حکومتباید تماماًبه سیاراتمحلی وکنفدراسیونداوطلبانۀآنها درسیستمهایمحلی محدودشود. او تمامی مدیریتهایدیگر راغیرمجاز شمرد.او به پرنسهایسیاره‌ایوعده داد کهبه صورترئیسان عالیاجرایی برکرات حکومتخواهند کرد.او مکانفعالیتهایقضایی را درستاد مرکزیکوکبه و اجرایامور قضایی رادر پایتختجهان مردودشمرد. او چنیناستدلال می‌کردکه کلیۀ اینکارکردهایدولتی باید درپایتختسیستمهامتمرکز شوند وسپس دست بهکار شده ومجمع قضاییخود را برپانمود و محکماتدادرسی خود راتحت نظر شیطانسازمان داد. واو فرمان دادکه پرنسها نیزدر کرات مرتدهمین کار راانجام دهند.

تمامیکابینۀحکومتیلوسیفر در یکگروه رفتند وبه عنوانمتصدیانحکومت ریاستجدید ”کرات وسیستمهایآزاد شده“ بهطور علنیسوگند دادهشدند.

در حالیکه در نباداندو بار قبلاًشورش شده بود،آنها در کواکبدوری بودند.لوسیفر معتقدبود دلیل عدم موفقیتاین شورشهااین بود کهاکثر فرشتگاننتوانستند ازرهبران خود پیرویکنند. اواستدلال می‌کردکه ”اکثریتحکومت می‌کند“،و این که ”ذهن خطاناپذیراست.“ اینآزادی کهحکمرانانجهان به اوداده بودند ظاهراًموجب تحملبسیاری ازاستدلالهایشریرانۀ ویشده بود. او ازکلیۀ مافوقانخود سرپیچینمود، با این حالآنها ظاهراًاعمال او رامورد توجهقرار ندادند.او بدونممانعت وبازداری دراجرای برنامۀفریبنده‌اشآزاد گذاردهشد.

لوسیفرتمامیتأخیراتبخشایندۀاجرای عدالترا به عنواننشان ناتوانیدولت پسرانبهشت در متوقفساختن شورشتلقی می‌کرد.او به طورعلنی ازمیکائیل، عمانوئیل،و قدمایایامهاسرپیچی نمودهو آنها را باخودبینی بهچالش می‌طلبیدو سپس و به اینواقعیت اشارهمی‌کرد که بی‌عملیدولتهای جهانو ابرجهاننشانۀ قطعیناتوانی آنهااست.

جبرئیلدر طی کلیۀاین اقداماتپیمان شکنانه شخصاًحضور داشت وصرفاً اعلامداشت که درزمان مناسب ازسوی میکائیلصحبت خواهدکرد، و این کهکلیۀ موجوداتدر انتخاب خودآزاد و مصونباقی خواهندماند، و این که”دولت پسرانبرای پدرصرفاً خواهانآن وفاداری وپاکبازی استکهداوطلبانه،یکرنگ، و دربرابر استدلالفریب‌آمیزمقاوم است.“

پیش از آنکه جبرئیلتلاشی در ردحق جانشینی انجامدهد یا باتبلیغاتشورشیان بهمقابله برخیزد،لوسیفر به طورکامل مجالیافت دولتشورشی خود رابرقرار ساختهو کاملاً آنرا سازماندهد. اماپدران کوکبهفوراً عمل اینشخصیتهایپیمان شکن رابه سیستم سِتانیامحدود ساختند.با این وجوداین دورۀتأخیر، یک زمانآزمایش وآزمون بزرگبرای موجوداتوفادار تمامیسِتانیا بود.برای چند سالهمه چیز درهرج و مرجبود، و درکرات قصرسردرگمیزیادی وجودداشت.

5- طبیعتتضاد

به دنبالوقوع شورش سِتانیا،میکائیل بابرادر بهشتیخود، عمانوئیل،مشورت نمود.بعد از اینگفتگوی بسیارمهم، میکائیلاعلام کرد کههمان سیاستیرا دنبالخواهد نمود کهطرز برخورد اورا با آشوبهایمشابه درگذشته تعیینویژگی نمودهاست، یکبرخوردغیرمداخلهجویانه.

در هنگاماین شورش ودوتای قبلی،هیچ اتوریتۀ مطلقو شخصی عالیدر جهاننبادان وجودنداشت. میکائیلبه عنوان نایبپدر جهانی باحق الهی حکومتمی‌کرد، اماهنوز نه به نامحق شخصی خویش.او دوراناعطایی خود راتکمیل نکردهبود. به او ”تمامیقدرت در آسمانو زمین“ اعطانشده بود.

میکائیلاز زمان وقوعشورش تا روزبه اریکۀ قدرترسیدنش بهعنوانفرمانروایعالی نبادان، هیچگاهدر کار نیروهایشورشی لوسیفرمداخله ننمود.آنها اجازهیافتند مسیریآزاد را برایتقریباًدویست هزارسال به وقتیورنشیادنبال نمایند.میکائیل مسیحاکنون از قدرتو اتوریتۀکافی برایبرخورد فوری،حتی مختصر، باچنین بروز عهدشکنیبرخورداراست، اما ماشک داریم کهدر صورت وقوعچنین آشوبیدیگر، ایناختیار مطلقاو را به عملیمتفاوترهنمون سازد.

از آنجاکه میکائیلتصمیم گرفتخود را از جنگ واقعیشورش لوسیفردور نگاهدارد، جبرئیلپرسنل شخصیخود درایدنشیا رافرا خواند، ودر مشورت باوالامرتبه‌ها،تصمیم گرفتفرماندهیگروههایوفادار سِتانیارا به عهدهگیرد. میکائیلدر سلوینگتون باقیماند، در حالیکه جبرئیلعازم جروسمگشت و خود رادر کره‌ای کهبه پدر وقفشده بود — همان پدرجهانی که شخصیتوی را لوسیفرو شیطان موردسؤال قرارداده بودند — در حضورگروههای ازپیش گرد آمدۀشخصیتهای وفادارمستقر ساخت.او پرچممیکائیل،نماد مادی دولتتثلیث سراسرآفرینش، سهدایرۀ هم مرکزبه رنگ آبی آسمانیدر یک زمینۀسفید رنگ، رابرافراشت.

نمادلوسیفر یکپرچم سفید رنگبا یک دایرۀقرمز رنگ بودکه در مرکز آنیک دایرۀ سیاهرنگ تو پرپدیدار بود.

”در آسمانجنگ شد؛فرماندۀ میکائیلو فرشتگان اوبا اژدها(لوسیفر، شیطان،و پرنسهایمرتد) جنگیدند،و اژدها وفرشتگان شورشگراو جنگیدنداما فائقنشدند.“ این ”جنگدر آسمان“آنطور که یکچنین تضادیممکن است دریورنشیا تصورشود، یک جنگفیزیکی نبود.در روزهاینخست پیکار،لوسیفر درعرصۀ کارزار سیاره‌ایپیوسته پیشیمی‌گرفت.جبرئیل ازستاد مرکزیخود که درنزدیکی واقعیشده بود مستمراًاستدلالهایفریب‌آمیزشورشیان راافشا می‌کرد.شخصیتهایگوناگون حاضردر کره که دررابطه باموضعشان شکداشتند، اینبحثها را ازنظر می‌گذراندندتا این که بهیک تصمیمنهایی رسیدند.

اما اینجنگ در آسمانبسیار وحشتناکو خیلی واقعیبود. این تضاددر حالی که هیچیکازوحشیگریهاییرا که ویژگیجنگ فیزیکی درکرات بدوی استبه نمایش نمی‌گذارد،بسیار بیشترمهلک بود.زندگی مادی درنبرد مادی درخطر است، اماجنگ در آسماندر چهارچوبزندگی جاودانجنگیده شد.

6- یک فرشتۀسراف وفادارفرمانده

اعمالوالامنشانه والهام بخشزیادی ازپاکبازی ووفاداریبودند که بینوقوع خصومتهاو ورودفرمانروایجدید سیستم وپرسنل او توسطشخصیتهایمتعدد انجامیافتند. اما شورانگیزتریناینشاهکارهایجسورانۀ وفاداری،رفتارمتهورانۀ مَنوشیا،فرماندۀ دومستاد مرکزیسرافیمها درسِتانیا بود.

در هنگاموقوع شورش درجروسم، رئیسگروههای فرشتگانسراف به شورشلوسیفر پیوست.بدون شک اینامر علتانحراف چنینتعداد کثیریاز چهارمینرستۀ سرافیمهایمدیر سیستم راروشن می‌سازد.رهبر فرشتگانسراف به واسطۀشخصیت برجستۀلوسیفر از نظرمعنوی کور شدهبود. شگردهای مجذوبانۀاو رسته‌هایپایین‌ترموجوداتآسمانی راکاملاً جلبکرده بود. آنهابه سادگی نمی‌توانستنددرک کنند کهممکن است یکچنین شخصیتتحسینبرانگیزیدچار خطا شود.

مدتزیادی نگذشتکه منوشیا درتوصیف تجاربیکه به آغازشورش لوسیفرمربوط می‌گشتگفت: ”اماوجدآورترینلحظۀ من،ماجرایشورانگیزی بودکه به شورشلوسیفر مربوطمی‌گشت، یعنیآن هنگام کهبه عنوانفرماندۀ دوم فرشتگانسراف، از شرکتدر توهینبرنامه‌ریزیشده بهمیکائیلامتناع کردم،و شورشیان قدرتمنداز طریقنیروهایرابطی کهترتیب دادهبودند در صددنابودی منبرآمدند.آشوبی فوق‌العادهدر جروسم بهوجود آمد، اماحتی یک سرافیموفادار نیزآسیب ندید.

”به دنبالخطای مافوقبلافصل من،تصدیفرماندهیگروههای فرشتگانجروسم در مقاممدیریتافتخاری اموردرهم و برهمفرشتگان سرافسیستم به منمحول گردید.ملک صادقها بهلحاظ اخلاقیاز من حمایتکردند،اکثریتفرزندانماتریال باتوانمندی مرایاری کردند،گروه کثیری ازرستۀ خودم بهمن پشت کردند،اما انسانهایفراز یابندهدر جروسمشوکتمندانهاز من حمایتنمودند.

”پس از آنکه به دلیل جداشدن لوسیفر بهطور اتوماتیکاز مدارهایکوکبه بیرونافکنده شدیم،به وفاداریگروهاطلاعاتیمانکه از سیستمنزدیک رَنتولیا،فراخوانی مارا برای کمکبه ایدنشیا ارسالمی‌کردوابسته شدیم،و دریافتیم کهپادشاهی نظم،خرد وفاداری،و روح حقیقتبه طور ذاتیبر شورش،ابراز وجود، وبه اصطلاحآزادی شخصیاستیلا می‌یابند.ما توانستیمتا ورود حکمرانجدید سیستم،جانشین لایقلوسیفر،ادامه دهیم. وبلافاصله پساز آن، من بهگروه پذیرشملک صادقیورنشیاگمارده شدم و مسئولیترسته‌هایفرشتگانوفادار سرافدر کرۀ کلیگسشیایخائن که کرۀخویش را عضوی ازسیستم بهتازگی پیش‌بینیشدۀ ’کرات آزادشده وشخصیتهاینجات یافته‘اعلام کردهبود به منمحول گردید.این سیستم دربیانیۀ ننگینآزادی که توسطلوسیفر خطاببه ’دوستدارانآزادی، آزاداندیشان، وپیشتازانکرات بد حکومتشده و بد ادارهشدۀ سِتانیا‘ صادرشده بود، مطرحگردید.“

اینفرشته هنوز دریورنشیا خدمتمی‌کند و بهعنوان معاونرئیسسرافیمها عملمی‌نماید.

7- تاریخچۀشورش

شورشلوسیفر درسرتاسر سیستمصورت پذیرفت.سی و هفت پرنسسیاره‌ایجدایی طلب حکومتهایکرۀ خویش رابه طور گستردهبه سوی شورشگراصلی نوساندادند. فقط درپَنوپشیاپرنس سیاره‌اینتوانستمردمش را باخود همراهسازد. در اینکره، مردم تحترهبری ملک صادقهابه حمایتمیکائیلشتافتند. اِلانورا،یک زن جوان ازآن کرۀانسانی،رهبرینژادهای بشریرا به دستگرفت، و حتییک نفر نیز درآن کرۀ بانزاع از همگسیخته، تحتپرچم لوسیفرنام نویسینکرد. و از آنهنگام اینپنوپشیاییهایوفادار بهعنوانسرپرستان وسازندگان کرۀپدر و هفتکرات زنداناطراف آن، درهفتمین کرۀ انتقالیجروسم خدمتکرده‌اند.پنوپشیاییهانه تنها بهعنوانسرپرستان عملیاین کرات عملمی‌کنند،بلکه همچنیندستورات شخصیمیکائیل را برایتزیین اینکرات برایاستفاده‌هایآینده وناشناخته بهاجرا درمی‌آورند.آنها در مسیررفتن بهایدنشیا درآنجا توقفنموده و اینکار را انجاممی‌دهند.

در سراسراین دوره،کلیگسشیا ازاهداف لوسیفردر یورنشیاجانبداری می‌کرد.ملک صادقها باپرنس سیاره‌ایمرتد قویاًمخالفتورزیدند، امااستدلالهایفریب‌آمیزآزادی لجامگسیخته وخیالهای باطلابراز وجود ازهر فرصتی برایفریب مردمانبدوی یک کرۀجوان و توسعهنیافتهبرخوردار بود.

کلیۀتبلیغاتجدایی طلبانهباید از طریقتلاش شخصی بهانجام می‌رسید،زیرا سرویسپخش خبر وکلیۀ راههایدیگرارتباطات بینسیاره‌ای ازطریق عملسرپرستانمدار سیستم بهحالت تعلیقدرآمد. بهدنبال وقوععملی شورش،تمامی سیستمسِتانیا درمدارهایکوکبه و جهانیایزوله شد. درطول این زمانکلیۀپیامهایی کهبه داخل آمدهیا به خارج می‌رفتنداز طریقفرشتگان سرافو پیام‌آورانمنفرد ارسالمی‌شدند.مدارهای کراتمرتد نیز قطعشدند، طوری کهلوسیفرنتوانست ازاین راه برایپیشبرد طرح شریرانۀخود استفادهنماید. و تا وقتیکه شورشگربزرگ درمحدودۀ سِتانیازندگی می‌کند،این مدارها بهحالت نخستبازگرداندهنخواهند شد.

این یکشورشلانوناندکیبود. رسته‌هایبالاترفرزندی جهانمحلی بهجداروی لوسیفرملحق نشدند،اگر چه تعداداندکی ازحاملین حیاتکه در سیاراتشورشی ساکنبودند تااندازه‌ای ازشورش پرنسهایعهد شکن تأثیرپذیرفتند.هیچیک از پسرانتثلیث یافتهبه گمراهینرفتند. ملکصادقها،فرشتگان اعظم،و ستارگان تابناکعصر همگی بهمیکائیلوفادار بودندو به همراهجبرئیل برایخواست پدر وفرمانرواییپسر دلیرانهمبارزه کردند.

هیچموجودی بامنشأ بهشتی درپیمان شکنیشرکت نداشت.آنها به همراهپیام‌آورانمنفرد ستادمرکزی خود رادر کرۀ روحبرقرارساختند و تحترهبری مؤمنایامهایایدنشیا باقیماندند. هیچیکاز آشتیدهندگان مرتدنشدند، و یکتن ازنگارندگانآسمانی نیز بهگمراهیکشانیده نشد.اما یارانمورانشیا وآموزگارانکرات قصرمتحمل تلفاتسنگینی شدند.

از رستۀعالیسرافیمها یکفرشته نیز ازدست نرفت، اماگروه قابلتوجهی از رستۀبعدی، رستۀبرتر فریبخوردند و دردام افتادند.به همین ترتیبتعداد اندکیاز رستۀ سومیا رستۀسرپرست فرشتگانبه گمراهیکشانیده شدند.اما فروپاشیشدید در گروهچهارم،فرشتگاناداره کننده، بهوقوع پیوست.این سرافیمهاآنهایی هستندکه معمولاًمسئولیتهایپایتختسیستمها بهآنان محول می‌شود.منوشیاتقریباً دوسوم آنان رانجات داد، امااندکی بیش ازیک سوم بهدنباله‌رویاز رئیس خودبه صفوفشورشیانپیوستند. یک سوماز کلیۀفرشتگان کروبجروسم که بهفرشتگاناداره کنندهالحاق یافتهبودند بههمراهسرافیمهایپیمان شکنشاناز دست رفتند.

از میانفرشتگانمددکار سیاره‌ای،یعنی آنهاییکه به فرزندانماتریال تخصیصیافته بودند،در حدود یکسومشان فریبخوردند وتقریباً دهدرصد ازخادمانانتقال به دامافتادند.یوحنا به طورسمبولیک اینرا دید. او دربارۀاژدهای بزرگسرخ چنیننوشت: ”و او بادمش یک سومستارگانآسمان راکشیده و درتاریکی بهزمین افکند.“

بیشترینضایعه در صفوففرشتگان بهوقوع پیوست،اما بخش عمدۀرسته‌هایپایین‌ترهوشمند در عهدشکنی سهیمبودند. ازمیان 681٫217فرزندماتریال که درسِتانیا ازدست رفتند،نود و پنجدرصد متعلق بهتلفات شورشلوسیفر بودند.تعداد کثیریاز مخلوقاتبینابینی درتک تک آنسیاراتی که پرنسهایسیاره‌ای آنبه آرمانلوسیفرپیوستند ازدست رفتند.

ازبسیاری جهاتاین شورش،دامنه‌دارترینو مصیب‌بارتریناین رخدادهادر نبادانبود. شخصیتهایبیشتری در اینشورش درگیربودند تا دردوتای دیگر. ومایۀ ننگ ابدیآنان است کهفرستادگانلوسیفر وشیطان حتیمدارس آموزشنوزادان درسیارۀ فرهنگیپایاندهندگان رانیز مستثنینساختند،بلکه در صددفاسد کردن ایناذهان در حالرشد که باترحم از کراتتکاملی نجاتداده شده بودند،برآمدند.

انسانهایفراز یابندهآسیب پذیربودند، امابهتر از ارواحپایین‌تر درمقابلاستدلالهایفریب‌آمیزشورشایستادگینمودند. درحالی که بسیاریدر کرات پایین‌ترقصر، آنهاییکه با تنظیمکنندگان خودپیوند نهایینیافتهبودند، دچارگمراهی شدند،در تجلیل ازخرد طرحفرازگرایانهثبت شده استکه حتی یک عضواز شهروندانفراز یابندۀسِتانیا کهمقیم جروسمبودند نیز درشورش لوسیفرشرکت نکرد.

ساعت بهساعت و روز بهروز،ایستگاههایپخش خبرنبادان باانبوه نظاره‌گرانمشتاق هر طبقۀقابل تصورهوشمندیآسمان کهمشتاقانهخبرنامه‌هایشورش سِتانیارا دنبال می‌کردندو از شرح بی‌وقفۀگزارشات وفاداریتغییرناپذیرانسانهایفراز یابندهشادی می‌کردندپر بودند. اینانسانها تحترهبری ملک صادقخویش به طورموفقیت‌آمیزدر برابرتلاشهای توأمو طولانی کلیۀنیروهای حیله‌گرشیطانی که چنانسریع گرداگردپرچمهایجدایی طلبی وگناه گردآمدندایستادگینمودند.

از شروع ”جنگدر آسمان“ تانصب جانشینلوسیفر بیش ازدو سال به وقتسیستم طولکشید. اماسرانجام فرمانروایجدید آمد. اوبه همراهپرسنل خود رویدریای بلورفرود آمد. مندر میان ذخیره‌هاییبودم که توسطجبرئیل درایدنشیا بسیجشده بودند. ومن اولین پیاملانافورج بهپدر کوکبۀنرلاشیادک رابه خوبی بهیاد می‌آورم.او گفت: ”حتی یکشهروند جروسمنیز از دستنرفت. کلیۀ انسانهایفرازگرا ازآزمون آتشینجان به در بردندو از آزمایشحیاتیسرافراز و درمجموع پیروز بیرونآمدند.“ و اینپیام اطمینانبهسلوینگتون،یوورسا، وبهشت رفت کهتجربۀ بقایفراز انسان،بزرگترینتضمین دربرابر شورش وحتمی‌ترینحفاظ در برابرگناه است.تعداد اینگروه والامنشجروسمی ازانسانهایمؤمن دقیقاً 187٫432٫811نفر بود.

با ورودلانافورجشورشیان اصلیاز کار برکنارشدند و ازکلیۀ قدرتهایحکومتی کنارگذارده شدند،گر چه به آناناجازه داده شدکه آزادانه بهجروسم، کراتمورانشیا، وحتی به تک تککرات مسکونیرفت و آمدکنند. آنها بهتلاشهایفریبکارانه ووسوسه‌انگیزخود برایسردرگم ساختنو گمراهیاذهانانسانها وفرشتگانادامه دادند.اما تا جاییکه به کارآنها در کوهمدیریت جروسممربوط می‌شد، ”جایآنها دیگرپیدا نبود.“

در حالیکه لوسیفر ازتمامیاتوریتۀحکومتی در سِتانیامحروم گردید،در آن هنگامهیچ نیرو یا محکمۀجهان محلیوجود نداشت کهبتواند اینیاغی شریر راتوقیف نمودهیا نابودسازد. در آنهنگام میکائیلیک فرمانروایخودمختارنبود. قدمایایامها ازپدران کوکبهدر تصرف دولتسیستم حمایتنمودند، امادر فرجام خواهیهایمتعددی کههنوز در رابطهبا وضعیت کنونیو تعیین تکلیفآیندۀلوسیفر،شیطان، وهمکاران آنهادر انتظاردادرسی استهرگز هیچتصمیممتعاقبی ابلاغنکرده‌اند.

بدینترتیب اینشورشگراناصلی اجازهیافتند تا درتمامی سیستم گردشکنند تا درصددتعمیق بیشتردکترین عدم رضایتو ابراز وجودخویش برآیند.اما در تقریباًدویست هزارسال به وقتیورنشیا آنهاقادر نبوده‌اندکرۀ دیگری رافریب دهند.هیچیک از کراتسِتانیا اززمان سقوط سیو هفت کره ازدست نرفته‌اند،حتی آن کراتجوانتری که ازآن روز شورش مسکونیشده‌اند نیزگمراه نگشته‌اند.

8- پسرانسان دریورنشیا

لوسیفر وشیطان تاتکمیل مأموریتاعطاییمیکائیل دریورنشیا،آزادانه درسیستم سِتانیاگشت می‌زدند.آنها آخرینبار در طیتهاجممشترکشان برعلیه پسرانسان در کرۀشما با همبودند.

سابقاً،هنگامی کهپرنسهایسیاره‌ای، ”پسرانخدا“، هر چندگاه یکباراجتماع می‌کردند،”شیطان نیز می‌آمد“،و مدعی می‌گشتکه کلیۀ کراتمنزویپرنسهایسیاره‌ایگمراه شده رانمایندگی می‌کند.اما او ازهنگام اعطاینهاییمیکائیل از اینآزادی درجروسمبرخوردارنگشته است. بهدنبال تلاشلوسیفر وشیطان برایانحرافمیکائیل،هنگامی که ویدر جسم اعطاییبود، هر گونهسمپاتی برایآنان در سراسرسِتانیا،یعنی در خارجاز کرات منزویگناه، از بینرفته است.

اعطایمیکائیل شورشلوسیفر را صرفنظر از سیاراتپرنسهایسیاره‌ایمرتد، درسراسر سِتانیاپایان داد. واین اهمیتتجربۀ شخصیعیسی، درستپیش از مرگ اودر جسم بود،آنگاه که یک روزبه حواریونخود اعلامنمود: ”و منشیطان را دیدمکه همچونآذرخش ازآسمان به زیرافتاد.“ اوبرای آخرینپیکار حیاتیبه همراهلوسیفر بهیورنشیا آمدهبود.

پسرانسان ازموفقیت خاطرجمع بود، و می‌دانستکه پیروزی اودر کرۀ شمابرای همیشهموجب حل و فصلوضعیت ایندشمنان قدیمی،نه فقط در سِتانیابلکه در دوسیستم دیگر کهگناه وارد آنهاشده بود، می‌شود.برای انسانهانجات و برایفرشتگانامنیت وجودداشت، هنگامیکه استاد شمادر پاسخ به پیشنهاداتلوسیفر بامتانت و بااطمینان الهیپاسخ داد: ”ایشیطان، از مندور شو.“ دراصل، این پایانواقعی شورشلوسیفر بود.درست است،دادگاههاییوورسا هنوزتصمیم اجراییرا در رابطهبا درخواستجبرئیل کهبرای نابودیشورشیان دعامی‌کرد صادرنکرده‌اند،اما چون اولینگام در رسیدگیبه این پروندهتاکنونبرداشته شدهاست، این حکمقطعاً در زمانمناسب خواهدآمد.

پسرانسان تانزدیکی لحظۀمرگشکلیگسشیا رااز نظر تکنیکیپرنس یورنشیامی‌شناخت. عیسیگفت: ”اکنونزمان داوریاین دنیا فرارسیده است.اکنونفرمانروایاین دنیابیرون افکندهمی‌شود.“ و سپسباز هم درنزدیکی تکمیلکار عمدۀزندگیش،اعلام نمود: ”فرمانروایاین دنیا موردداوری واقعشده است.“ و اینهمان پرنس خلعشده و بی‌اعتباراست که زمانی ”خداییورنشیا“نامیده می‌شد.

آخرینعمل میکائیلپیش از ترکیورنشیا، عرضۀبخشایش بهکلیگسشیا ودلیگسشیابود، اما آنهاارائۀمهرآمیز او رانپذیرفتند.کلیگسشیا،پرنس سیاره‌ایمرتد شما، هنوزدر یورنشیاآزاد است تاطرحهای شریرانۀخود را اجراکند، اما او درورود به اذهانانسانها مطلقاًهیچ قدرتیندارد، و ازتوان نزدیکیبه روانهایآنان نیز برایوسوسه یا فاسدساختن آنانبرخوردارنیست، مگر اینکه آنهاواقعاً مایلباشند با حضورشریرانۀ وینفرین شوند.

پیش ازاعطایمیکائیل، اینحکمرانانتاریکی درصددحفظ اتوریتۀخود دریورنشیابرآمدند و مصرانهدر برابرشخصیتهایپایین رتبه وفرمانبردارآسمانیایستادگیکردند. اما ازروز پنطیکاستاینکلیگسشیایخیانتکار وهمکارِ به یکاندازه قابلنکوهش وی،دلیگسشیا، در پیشگاهمقام الهیتنظیمکنندگان فکریبهشت و روحنگاهبانحقیقت، روحمیکائیل، کهروی تمامیانسانهاریخته شدهاست، حقیرهستند.

اما حتیبا این حال،هیچ روح گمراهشده هرگز توانتهاجم بهاذهان یا آزارروانهایفرزندان خداوندرا نداشت. نهشیطان و نهکلیگسشیاهرگز نمی‌توانندبه فرزندانباایمانخداوند آسیبزده یا بهآنها نزدیکشوند. ایمانیک زره مؤثردر برابر گناهو شرارت است.این حقیقتدارد: ”هر که ازخدا تولدیافته است،خود را نگاهمی‌دارد، و آنشریر دستش بهاو نمی‌رسد.“

به طورکلی، هنگامیکه پنداشته می‌شودانسانهایضعیف و بی‌بندو بار تحتنفوذ شیاطین ودیوها هستند،صرفاً تحتتسلط تمایلاتذاتی و پستخویشند و توسطامیال باطنیخود هدایت می‌شوند.به اهریمناعتبار زیادیبرای شرارتیکه از او نیستداده شده است.کلیگسشیا ازهنگام صلیبعیسی نسبتاًناتوان بودهاست.

9- وضعیت کنونیشورش

درروزهای نخستشورش لوسیفر،میکائیل بهکلیۀ شورشیاننجات عرضهکرد. او بهدنبال نیل بهحاکمیت کاملبر جهان بهکلیۀ کسانی کهگواه توبۀصادقانه نشاندادند، بخشش وابقا در یکشکل از خدمتدر جهان ارائهنمود. هیچیکاز رهبران ایناهدای بخشندهرا نپذیرفتند.اما هزارانفرشته و رسته‌هایپایین‌تر موجوداتآسمانی، شاملصدها پسر ودخترماتریال،بخششی را کهتوسط پنوپشیاییهااعلام شده بودپذیرفتند و درهنگام برخاستنعیسی ازمردگان هزار ونهصد سال پیشمرمت شدند.این موجوداتاز آن هنگامبه کرۀ پدر درجروسم انتقالداده شده‌اند.آنها تا وقتیکه دادگاههاییوورسا در قضیۀجبرئیل درمقابل لوسیفر تصمیمیصادر کنند، ازنظر تکنیکیباید در آنجانگاه داشتهشوند. اماهیچکس شکندارد، هنگامیکه حکم دادگاهبا فتواینابودی صادرشد، اینشخصیتهاینادم و نجاتیافته از حکمنابودی تبرئهمی‌شوند. اینروانهای تحتنظارت اکنونبا پنوپشیاییهادر کار مراقبتاز کرۀ پدرتلاش می‌کنند.

فریبکاراصلی ازروزهایی کهدرصدد منصرفساختنمیکائیل ازهدف تکمیلاعطای وی دراستقرار خودشبه صورت نهاییو پایدار بهعنوان فرمانروایمطلق نبادانبرآمد، هرگزدر یورنشیانبوده است.بعد از این کهمیکائیل رهبرتثبیت شدۀجهان نبادانگردید،لوسیفر توسطمأمورانقدمایایامهاییوورسا توقیفگردید و از آنهنگام در قمرشمارۀ یک ازگروه کراتانتقالی پدردر جروسمزندانی بودهاست. و اینجافرمانروایانسایر کرات وسیستمهاپایان فرمانروایعالی مقامپیمان شکن سِتانیارا نظاره می‌کنند.به دنبالاعطایمیکائیل، پولساز وضعیت اینرهبران یاغیاطلاح داشت،زیرا دربارۀرئیسانکلیگسشیا بهعنوان ”لشکرهاییاز ارواح شروردر مکانهایآسمانی“ یادکرد.

میکائیلبه دنبال بهعهده گرفتنحاکمیت عالی نبادان،از قدمایایامهادرخواست کردبه او اجازهداده شود تاکلیۀشخصیتهایی راکه در شورشلوسیفر شرکتداشتند ومنتظر صدورحکمدادگاههایابرجهان درقضیۀ جبرئیلدر مقابللوسیفر هستندزندانی سازد.این پروندهآنطور که شمازمان را بهحساب می‌آورید،تقریباً دویستهزار سال پیشدر اسناددادگاه عالییوورسا ثبتگردید. دررابطه با گروهپایتختسیستم، قدمایایامهادرخواستمیکائیل را بایک استثناپذیرفتند:شیطان اجازهیافت تا وقتیکه پسر دیگریاز خداوندتوسط این کراتمرتد پذیرفتهشود، یا تاوقتی کهدادگاههای یوورسادادرسی پروندۀجبرئیل درمقابل لوسیفررا آغاز نمایند،از پرنسهایمرتد در کراتبه گناه آلودهشده مرتباًدیدار به عملآورد.

شیطانتوانست بهیورنشیابیاید زیراشما هیچ پسرمسئول که مقیمسیاره باشد — نه پرنسسیاره‌ای و نهپسر ماتریال — نداشتید.ماکی ونتا ملکصادق از آنهنگام قائممقام پرنسسیاره‌اییورنشیااعلام شدهاست، و شروعپروندۀجبرئیل درمقابللوسیفر،نمایانگرافتتاح دورۀرژیمهای موقتسیاره‌ای درکلیۀ کراتمنزوی است.حقیقت دارد،شیطان درست تازمان ارائۀاینآشکارسازیها،یعنی هنگامیکه اولین جلسۀرسیدگی بهدرخواست جبرئیلبرای نابودیشورشیان اصلیتشکیل شد، بهطور مرتب ازکلیگسشیا وسایر پرنسهایبه گناه آلودهشده دیدار می‌نمود.شیطان اکنونبه طور قطعیدر کرات زندانجروسم زندانیاست.

از هنگاماعطای نهاییمیکائیل،هیچکس درسراسر سِتانیامایل نبودهاست به کراتزندان رفته و بهشورشیانزندانی خدمت روحانیکند. و هیچموجود دیگریبه خدمت اهدافآن فریبکار درنیامده است.برای هزار ونهصد سالوضعیت تغییرنیافته است.

تا زمانیکه قدمایایامها تکلیفنهایی شورشیاناصلی را تعییننمایند ماانتظار از بینرفتنمحدودیتهایکنونی سِتانیارا نداریم. تازمانی کهلوسیفر زندهاست، مدارهایسیستم بهوضعیت سابقباز نخواهندگشت. در این اثنا،او به طورکامل غیرفعالاست.

شورش درجروسم پایانیافته است. بهمحض این کهپسران الهی بهکرات سقوطکرده واردشوند، در آنهانیز پایان می‌یابد.ما معتقدیم کهکلیۀ شورشیانیکه پذیرایبخششند چنینکرده‌اند. مامنتظر اعلانفروزانیهستیم که اینخائنان را ازوجود شخصیتمحروم خواهدساخت. ما پیش‌بینیمی‌کنیم کهحکم یوورساتوسط اعلاناعدام که موجبنابودی این شورشیانزندانی خواهدشد اعلامخواهد گردید. درآن هنگام شمابه دنبال جایآنان خواهیدگشت ولی آنانپیدا نخواهندشد. ”و آنهاییکه تو را درمیان کرات می‌شناسنداز تو شگفت‌زدهخواهند شد. تومایۀ وحشتبوده‌ای، امادیگر وجودنخواهی داشت.“و بدین ترتیبکلیۀ این خائنانناشایسته ”طوریمی‌شوند کهگویا هرگزنبوده‌اند.“همه در انتظارصدور حکمیوورسا هستند.

اما هفتکرات زندانتاریکی معنویدر سِتانیابرای اعصارطولانیهشداری جدی بهتمامی نبادانداده‌اند، کهاین حقیقتبزرگ را بهطرزی شیوا ومؤثر اعلام می‌دارد”که راهخطاکاران سختاست“؛ ”که دردرون هر گناهتخم نابودی آننهفته است“؛ واین که ”جزایگناه مرگ است.“

[عرضه شدهتوسطمانوواندِتملک صادق، کهزمانی بهپذیرشیورنشیا ملحقبود.]

Foundation Info

نسخۀ چاپ آساننسخۀ چاپ آسان

Urantia Foundation, 533 W. Diversey Parkway, Chicago, IL 60614, USA
Tel: +1-773-525-3319; Fax: +1-773-525-7739
© Urantia Foundation. All rights reserved